bahar.mohamadi@gmail.com


پيوندها
ERROR: http://rpc.blogrolling.com/display_raw.php?r=6d5d5c24151cb65d1eeeb60d22369f6e is currently inaccessible

بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« دهان پر از خاکِ من و رویِ ماه مادرم | Main | در مسیر اصلاحات_5 »

June 10, 2006 11:45 AM
تلفن همراه و جانشینی سوژه/ابژه

یادداشتم برای صفحه‌ی اندیشه روزنامه‌ی اعتماد ملی، خیلی روز پیش _ یعنی هفتم خرداد_، با عنوان «تلفن همراه و فردگرایی» چاپ شده، متن یادداشت:


اگرچه امروزه از کارکردهای تلفن ثابت کاسته نشده، اما تلفن‌های همراه به طور روزافزونی در حال گسترش است. تلفن‌های همراه طیف وسیعی از جامعه را دربرمی‌گیرد و این به دلیل قابلیت در دسترس بودن ابژه/ سوژه‌ی آن است. تلفن‌ همراه به نحو چشمگیری در تعامل‌ها شرکت می‌کند. مردم نواحی مختلف یک کشور و یا کشورهای مختلف را بیش از گذشته به هم متصل می‌کند، آنها احساس می‌کنند به اجتماعی واحد تعلق دارند، اگرچه یکدیگر را نبینند و یا با هم در تماس نباشند.
تلفن‌های همراه در ایران در دست تعدادی از شرکت‌ها متمرکز شده‌اند. نوکیا، سونی اریکسون و مدل‌هایی از این قبیل که بیشتر به چشم می‌خورد. صاحبان شرکت‌ها تلاش می‌کنند، با افزایش قابلیت‌های تلفن‌ها و تأمین نیازهای مشتریان در حوزه‌های مختلف زندگی و در دوران فراغت‌شان حضور بیشتری داشته باشند. تلفن‌های همراه به طور فزاینده‌ای در حال تجاری شدن هستند. انگیزه‌ی کسب سود، نقش مهمی را در این افزایش ایفا می‌کند. همچنان که شاهد هجوم مارک‌ها و مدل‌های مختلف با قابلیت‌های متفاوت و بیشتری به بازارها هستیم. اما نکته‌ی مورد توجه نقشی است که تلفن همراه در بین مردم بازی می‌کند: تلفن‌های همراه برای ما چه می‌کنند و ما با تلفن‌های همراه چه می‌کنیم؟

تلفن همراه فرآیند تماس و در تماس بودن را متحول کرده است. افراد معمولاً و تنها از خانه‌ها و یا مکان‌های ثابت با دیگران ارتباط برقرار نمی‌کنند: شما با تلفن همراه در «همه جا» و همواره متصل و مرتبط هستید.
امروزه برای مردم کاملاً «طبیعی شده» است که زمان زیادی از زندگی روزمره‌ی خود را با تلفن همراه‌شان بگذرانند، در واقع تلفن همراه پدیده‌ای مسلم در زندگی روزمره انگاشته شده که به آن شکل می‌بخشد. وابستگی افراد به تلفن همراه‌شان آنقدر زیاد می‌شود که همیشه منتظر تماس یا پیغامی هستند: ممکن است در جمع دوستان حضور داشته باشید، اما بارها و بارها تلفن همراه‌تان را که زنگی نزده، چک کنید، اگر تماسی نباشد، شما مهجور و دورافتاده می‌مانید.

همچنین تلفن همراه زمان و مکان را دگرگون کرده است: از طریق تلفن همراه و امکانات آن می‌توانید سریع‌تر از گذشته از رخدادهای مهم باخبر شوید، «هرجا» که باشید. علاوه بر دگرگونی زمان و مکان، حوزه‌ی خصوصی و عمومی را در زندگی روزمره، در نوردیده و پشت سرگذاشته است.
هابرماس حوزه عمومی را مکانی می‌داند که ارتباط و استدلال افراد مبنی بر تعقل بوده و مفاهمه و استدلال آنها عاری از هرگونه فشار یا اجبار درونی باشد. در واقع برقراری ارتباط فرآیندی خودخواسته بوده و رفتار افراد بر مبنای «کنش‌های کلامی» است، کنش‌هایی آزادانه و آگاهانه. به نظر او حوزه عمومی مکانی است که برای همه قابل دسترس باشد. از طرف دیگر حوزه خصوصی، حوزه‌ای است که مسائل فردی در آن پیگیری می‌شود. توسط تلفن همراه _ نسبت به گذشته_، حوزه‌های عمومی و خصوصی بیشتر در هم ادغام شده‌اند. از آنجایی که تلفن همراه در تمام حوزه‌های زندگی فرد حضور دارد، با ظهور حوزه عمومی مشترک، به فرد در «همه جا» مجال بحث و گفتگو می‌دهد. شما می‌توانید در تاکسی و در حضور دیگران با دوست‌تان صحبت‌های شخصی کنید، پس دیگرانی که صدای‌ شما را می‌شنوند، با شما در این حوزه شریک می‌شوند، فرد در چنین حوزه‌ای «خودخواسته» به «خودبیانگری» می‌پردازد و حوزه‌های عمومی و خصوصی‌اش را درهم ادغام می‌کند.

تلفن‌های همراه یکی از عوامل مهم و به صورت بخشی از فرآیند فردی شدن تفسیر می‌شوند. داشتن تلفن همراه می‌تواند بر داشتن استقلال فردی و در نتیجه آزادی «خود» دامن بزند. علاوه بر فردی شدن به افزایش تکثر و تولید خود منجر می‌شود. زیرا خود پست مدرن در تقاطع مجموعه‌ای متکثرتر از مکان‌ها، ملیت‌ها و مجموعه فراگیری از ساختارها قرار می‌گیرد. پس در تولید و بازتولید پیام‌های تلفن همراه، واقعیت «خود» افزایش و تکثیر می‌یابد، فرد می‌تواند همزمان به افراد مختلفی، با مضامین متفاوت و موضوعات گوناگون SMS بزند و با آنها گفتگو کند. امکانات تلفن‌های همراه در روش‌های خیلی خاص و فردی بیشتر از قبل شده، که این امر بخشی از فرآیند فردی شدن تلقی می‌شود، چراکه مردم به طور روزافزونی آن نوع از زندگی را انتخاب می‌کنند که «خود»شان می‌خواهند.
علاوه بر آن به ساختمند شدن زندگی روزمره کمک می‌کند، زندگی روزمره مبتنی بر عادت‌هاست و از تلفن همراه برای عادت بخشیدن به زندگی استفاده می‌شود: تلفن همراه می‌تواند نقش ساعت را برای شما بازی کند، می‌تواند قرارهای دیداری/ شنیداری‌تان را در وقت معین یادآور شود، به جای شما به فرد در آن طرف خط پاسخ ‌دهد، به طور اتوماتیک برای دوستان‌تان اس‌ام‌اس بفرستد. تلفن دفترچه یادداشت ِ همراه شماست. دارای ژانرهای سرگرمی (Game) است. توسط آن می‌توانید ای-میل‌های‌تان را چک کنید (Check Mail) و بسیاری امکانات دیگر.
مصرف تلفن همراه به مردم این امکان را می‌دهد تا زندگی معمول و رایج‌شان را رها کنند و به چیز دیگری روی بیاورند: مثلاً همزمان از تلفن به عنوان MP3 Player استفاده کرده و موسیقی‌های مورد علاقه‌شان را بشنوند. تلفن همراه امکانات ویژه‌ای را در تجربه‌های زیباشناختی به وجود می‌آورد: با استفاده از دوربین تلفن همراه، شما همیشه به دنبال سوژه‌هایی ناب می‌گردید. در نهایت تلفن پس از مدتی، جزئی از زندگی روزمره شما می‌شود: تلفن هم‌راه همیشه «همراه» شماست.

سبک زندگی یک الگو یا روش زندگی است که خطوط عمومی تمایزات طبقاتی ساخت‌یافته را مادیت می‌بخشد. سبک‌های زندگی منابع تفسیر هستند_ نوعی دانش درونی که گرچه جنبه نسبی دارد، اما در زندگی جامعه توده‌ای از اهمیت زیادی برخوردار است. همان‌طور که سبک زندگی شخص را از روی چهره، نوع لباس، رفتار و اشیای مورد استفاده‌اش می‌توان حدس زد، از روی تلفن همراه به سبک زندگی فرد می‌توان پی برد که البته بیان «هویت مادی» فرد است. از برخورد شخص با تلفن همراهش نیز می‌توان به رهایی او از زندگی یا دیسیپلین زندگی‌اش و رفتارهایی از این قبیل پی برد.
با پیدایش جامعه مصرفی و تولید انبوه کالاها و با گرفتار شدن در دنیای مارک‌ها و مدل‌های مختلف تلفن همراه، مدام ذائقه‌ و نوع مصرف‌ افراد تغییر می‌کند. افراد همواره با تلفن‌های همراه، هویت‌های جدیدی می‌یابند و طبق این هویت می‌توانند رفتار خود را تغییر دهند. این افراد کسانی هستند که سبک‌های زندگی متفاوتی دارند. در واقع مصرف افراد وسیله‌ای است برای ایجاد هویت و شخصیتی که آرزو می‌کنند دیگران به حسابش آورند: هرچه تلفن شما مارک بهتر و مدل بالاتری داشته باشد، تشخص‌تان هم بیشتر می‌شود. تلفن به فرآیند معناداری افراد کمک می‌کند زیرا هر کسی از تلفن‌ به نحوی استفاده می‌کند که برای‌اش معنادار باشد.

اگر از جنبه‌ی لذت‌جویانه به تلفن همراه بنگریم: شخص می‌تواند بلاواسطه و گاهی با تأخیر صحبت کند و یا به SMS جواب بدهد. از میان پیام‌ها، تماس‌ها و خروجی‌های متنوع تلفن همراه، مردم به آن پیام‌هایی گرایش پیدا می‌کنند که برای‌شان مناسب به نظر می‌رسد، یعنی پیام‌هایی متناسب با موقعیت «هرروزه»ی‌شان. آنها به راحتی می‌توانند افرادی را که دیگر با موقعیت‌های‌شان متناسب و سازگار نیستند در لیست سیاهه‌شان (Black list) ثبت کنند. لذت پیام‌های تلفن در لحظه‌ی مصرف متوقف نمی‌شود، شخص می‌تواند بارها و بارها SMSهای خوشایندش را بخواند و لذت ببرد.
در بررسی SMSها، می‌توان به حضور و غیاب اشاره کرد. شخص فرستنده‌ی پیام در عین غیاب، حضور دارد. پیام‌اش هر لحظه وجود دارد و امکان خوانش شخص هست. علاوه بر آن، با اینکه SMS گفتگوی کتبی و نوشتاری است اما با گویش گفتاری اشخاص بیان می‌شود، نه آنچه که در زبان نوشتاری وجود دارد. همچنین شخص در گفتگوهای نوشتاری (SMS) می‌تواند سخنانی بگوید که در گفتگوی شفاهی یا بیان نمی‌شود یا بیان کردن‌اش دشوار است.
تلفن همراه در اعمال مشارکت ِ گروه‌ها، جایگاه ویژه ای باز کرده است: در هدایت افراد در تحصن‌های دانشجویی، پخش پیام‌های آنها، هماهنگی و منسجم کردن آنها، اعلام زمان سخنرانی‌ها و مواردی از این دست بسیار کارساز بوده است.




نظرها:

سلام. بي‌تعارف نوشته‌ي بسيار خوبي بود. از آن نوشته‌ها كه مدّت‌ها بود نخوانده بودم. آفرين. حتّا جا داشت بيشتر از اين هم مسئله را بشكافيد و وارد جزئيات و ظرائفِ بيشتري شويد.
***
بهار: ممنون آقای میرزاخانی، شما درست می گین، می شد بیشتر روش کار کرد. قبل از این به دوستم گفته بودم که نتونستم خوب ایده هام رو پرورش بدم. باز هم ممنون، سرافراز کردین تشریف آوردین اینجا


Posted by: محمد ميرزاخاني on June 10, 2006 08:35 PM


هیجان‌زده‌ام از اینکه در فاصله‌ای کوتاه دو متن بسیار عالی راجع به تلفن خواندم (آن یکی هم که متن راز بود) راستش من تلفن موبایل ندارم، با این‌حال همیشه تماشای برخورد دوستانم با آن و نوع استفاده‌شان از آن برایم جالب بوده. دوستانی که در تمام روز فقط چند ساعت گوشی‌شان روشن است و دوستانی که فکر کنم طی ده سال آینده به اندازه تمام متون چخوف اس.ام.اس نوشته باشند!!! وسیله‌ی هیجان‌انگیزی است و یادداشت شما هم همین‌قدر هیجان‌انگیز و ظریف بود به زعم من. راستش اولین جائی که خیلی جذبم کرد "ابژه/سوژه" بودن کاربر موبایل بود.
از طرفی هم تماس‌گیرنده و مخاطب دیدمش و از طرف دیگر موبایل را سوژه دیدم و کاربر را ابژه و گاهی! بالعکس. این به نوعی تسلط عجیب موبایل بر گروهی از کاربران را برایم توجیه می‌کرد.
و نکته‌ی بسیاز جذاب دیگر، ادغام بیشتر حوزه‌ی عمومی و خصوصی در سایه‌ی موبایل. (مثلا برای منی که حتما باید در تنهائی کامل و سکوت کامل به تلفن پاسخ بدهم، تصور صحبت کردن در تاکسی شبیه یک کابوس است و همیشه برایم عجیب بوده و کنجکاوم کرده این آسودگی ناشناخته‌ (برای من حداقل) در پاسخ دادن به تلفن در جای شلوغی مثل اتوبوس یا تاکسی.
قابلیت دیگری هم در این دستگاه برایم خیلی جذاب بوده. راستش درست نمی‌دانم اسمش چیست، اما قابلیتی که به بعضی گوشی‌ها امکان می‌دهد در محیطی محدود، به راحتی با هم تبادل اطلاعات کنند و مثلا شنیده‌ام یک گوشی قادر به شناسائی گوشی هم مدل خودش در دست یک آدم غریبه مثلا در یک رستوران است. حالتی افسانه‌ای به ماجرا داده در ذهنم. اینکه آدم در یک رستوران بنشیند و بدون اینکه بداند مخاطبش کیست (حتی نه مثل اینترنت. خیلی غریبه‌تر) با او به گفتگو (با اس.ام.اس مثلا) بپردازد یا اطلاعات رد و بدل کند.
در واقع کل ماجرا من را یاد داستان‌های علمی تخیلی‌ای می‌اندازد که در آن آدم‌ها قدرت تله‌پاتی دارند یا اینکه می‌توانند با دستگاه‌های کوچکی که در مغزشان کار گذاشته شده با هم ارتباط داشته باشند.
به هر حال اصل حرف‌ها را خودتان خیلی بهتر نوشته‌اید و باید بگویم به نکات عالی‌ای اشاره کرده بودید. واقعا لذت بردم از خواندن و سپاسگزارم.

به خاطر لینک هم خیلی ممنونم. لطف کردید.
سرخوش باشید و پیروز. :)


Posted by: ساسان م. ک. عاصی on June 11, 2006 04:15 AM


نقد کنم نوشته‌تان را؟ فقط یک بخش‌اش را ...
در واقع پیش از نقد این سوال را می‌پرسم: مخاطب این نوشته کیست؟
***
بهار:
بله نقد بفرمایید، خوشحال میشم.
منظورت رو نمی‌فهمم از مخاطب. مخاطب خاصی برایش نمی‌شود در نظر گرفت، مخاطب‌اش کسی است که بخواندش.


Posted by: سولوژن on June 18, 2006 03:01 AM


سوزه و ابژه يعني چه؟؟؟
مطلب شما هيچ ارتباطي به سوزه و ابژه ندارد.لطفا از واژه هايي كه خودتان نيز معني آن را نميدانيد استفاده نكنيد.
***
بهار:
دوست عزیز
منظورم از کاربرد سوژه/ابژه... جانشینی آن دو در مصرف تلفن همراه توسط افراد است. گاهی افراد در استفاده از تلفن همراه سوژه هستند، گاهی ابژه. ضمناَ نه تنها من این نظر را داشتم بلکه "باومن" هم در کتابی که اخیراَ خواندم همین نکته را نوشته اند.
ضمناَ شما می توانید، انتقادتان را طوری بگویید که اگر من در این مورد سهل انگاری و کج فهمی داشته ام، آگاه شوم. نه اینکه متن تان سرشار از تمسخر باشد.


Posted by: منتقد on July 19, 2006 12:36 PM


ارسال نظر:(نظر شما پس از تأیید، منتشر می‌شود. با تشکر)

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?