شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« مردانگی هژمونیک آن‌لاین | Main | با بغض »

April 15, 2006 10:14 PM
سوژه، استیلا و قدرت

چیزی که در روابط با دوستان دانشجو و اساتید در دانشگاه برای‌ام برجسته شده، تا حد زیادی بر اساس کتاب‌ها و مقاله‌هایی است که خوانده‌اند. چگونه؟!
رابطه‌ی بین فرد و متن: شخص از طریق کنش خواندن و یادگرفتن ساخته می‌شود: فرد هستی‌ای است که از متن درمی‌آید. همچنان که فرد در خود یگانه و دارای استمرار است، سوژه می‌شود: یا تأویلی است از آنچه که خوانده و یا رونوشتی از آن.
متون خوانده شده _ چه ترجمه شده و چه به زبان اصلی _ متونی که گاهی به دشواری به دست می‌آیند، تصویری است از فهم و اطلاعات فرد و گاه چنین متونی برتری مطلق به سوژه می‌دهد.
این متون، بهتر از متون دانشگاهی است و هنگامی‌که در دسترس افراد قرار می‌گیرند برتری‌شان را تحقق می‌بخشد، فرد نمونه‌ی اعلای برتری است: قدرت. آگاهی تحصلی از متن، قدرت فرد را آشکار می‌کند. متن هم مجزا از فرد است و هم بر بخشی از توانایی فرد دلالت می‌کند. اما آنچه فرد و متن را سرشار از معنا می‌کند این است که متناهی و نامتناهی به یکدیگر تعلق دارند.
بر همین اساس روابط افراد این‌گونه مشخص می‌شود: یا از یکدیگر تفکیک می‌شوند _ رابطه‌ی عمودی_ و یا به یکدیگر مرتبط می‌شوند _ رابطه‌ی افقی.
فرد برای حفظ برتری‌اش یا برای برتر شدن‌اش، تلاش می‌کند به منبع و منابعی بیشتر از هم رده‌هایش دست پیدا کند؛ دانشجویان از هم، اساتید از هم، دانشجویان از اساتیدشان و اساتید از داشجویان‌شان، آنها منابع جدید را کتمان می‌کنند و فقط گاهی در خلال صحبت‌های‌شان از سطور لذت‌بخش‌اش نقل می‌کنند. اما اگر سوژه _فرد _ الویتی بر عملکرد بر ابژه _متن _ نگذاشته باشد، نمی‌تواند فراتر از متن پیش برود _ نظریه‌ای برتر از متن طرح کند _ پس قدرتی ساختگی دارد که مسلماً روزی از بین خواهد رفت.


پ.ن. عنوان این پست، نام کتابی است نوشته‌ی پیتر میلر. ترجمه‌ی نیکو سرخوش و افشین جهاندیده. نشر نی.




نظرها:

متن از عنوان اش بهتر بود! فکر کردم چه عنوان بهتری می شد به جای اش گذاشت؟ بارتی اش می شه قدرت خوانش یا خوانش قدرت!


Posted by: payam on April 15, 2006 10:25 PM


جالب بود طبق معمول.


Posted by: siahvash on April 16, 2006 04:56 AM


انسانها طالب قدرتند و امروز هم كه عصر اطلاعات است.بنابراين خوب ميدانند كه تنها راه فخر فروشي ميزان اطلاعات صحيحشان است.كم كم داريم ميرسيم به همان گفته فردوسي كه توانا بود هر كه دانا بود.


Posted by: reza on April 16, 2006 11:16 AM


سوژه،استیلا و قدرت اثر میلر به برسی نظرات فوکو و مارکوزه و هورکهایمر و هابرماس پیرامون سوبژکتیویته و ابژکتیو و نظرات این چهار نظریه پرداز اجتماعی در این موارد می پردازد و سپس نگاهی خاص به نظریه های قدرت با قیاس زدن با نظریات مختلف این اساتید دارد
by:sl2.az.h


Posted by: dd on May 13, 2006 08:14 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?