شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« معرفت نامتمایز | Main | مردانگی هژمونیک آن‌لاین »

April 8, 2006 10:55 AM
...

قرارمان این است
حرفی نمی‌زنیم
بگذار حوصله‌ی شب‌نشینی‌مان از سکوت
سر برود.
دیگر مطمئنم که پشت هر واژه
سوءتفاهمی جیغ می‌کشد.
دیگر مطمئنم که کافی نیست
نه چای گرم
نه قهوه
نه دم‌کرده‌ی گیاهی از این دست
برای فرو بردن بغضی بزرگ
که گیر کرده پشت سیب گلویم.

رویا زرین




نظرها:

]چقدر مناسب حال الان من بود.مخصوصا پشت هر وا‍ژه يك سوء تفاهم بزرگ


Posted by: mlonaliza on April 8, 2006 05:30 PM


و شاید خود سکوت بهانه ای برای سوء تفاهمی دیگر ...


Posted by: .___HidDen_GiRl___. on April 8, 2006 07:07 PM


سلام! کار زیبا و گیرایی بود لذت بردم به خصوص سطور آخر! شاد باشی


Posted by: حسین شکر بیگی on April 8, 2006 07:32 PM


سلام.چند یادداشتِ اخیرتان را یکجا خواندم. چقدر خوب است که ذهنی تازه و پویا دارد. چقدر خوب است که به متنها، چه شعر و چه نثر نگاهِ خاص خودتان را دارید. چقدر خوب است که خیلی صاف و ساده خودتان هستید و مثل اغلبِ دانشجوهای دانشکده ادای آدمهایی را در نمی‌آورید که همه چیز را می‌دانند، در شانشان نیست که به نکات و مسائل کوچک توجه کنند... خوشحال شدم که "برای خوردن یک سیب" خیلی هم تنها نیستیم...


Posted by: مهرنوش on April 9, 2006 02:30 AM


دورتر از من می نشینی و لام تا کام هیچی نمی گی چون تصیر تمام سوءتفاهم ها زیر سر زبونه - جناب روباه


Posted by: کاتب on April 9, 2006 08:10 AM


سلام! لذت بردم


Posted by: حسین شکر بیگی on April 26, 2006 07:46 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?