شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« کز بهر جرعه‌ای... | Main | معرفت نامتمایز »

March 29, 2006 02:09 AM
تولدی دیگر

شروع که شدی در بهار
معنی تو را با چند حرف ساده نوشتند
همه‌ی حواسم را هم که جمع می‌کنم
باز جلو زده‌اند از من
پسرهای کودکستانی
که اسم تو در کتاب شعرشان گل می‌دهد هر سال.*

یادمه کتاب مونته‌دیدیو، کوه خدا رو که می‌خوندم یه قسمتی‌اش نوشته بود:« اسب‌سواری‌ست که درست نمی‌تواند خودش را روی اسب نگه دارد و با تاخت از وسط یک مزرعه‌ای رد می‌شود. یک دهاتی می‌بیندش و می‌پرسد که دارد کجا می‌رود. اسب‌سواره همین‌طور که دارد به سرعت دور می‌شود داد می‌زند: نمی‌دانم، از اسب بپرس.»
حالا وضعیت من هم مثل وضعیت اسب سواره‌س، دارن منو به تاخت میبرن، اما نمی‌دونم کجا، نمی‌دونم چه‌طوری، نمی‌دونم از کجا سر در میارم، نمی‌دونم چه بلاهایی به سرم میاد، نمی‌دونم سرنوشتم چی میشه، اما می‌دونم یه روزی مثل امروز، نهم فروردین ماه، متولد شدم.

* شاعر این شعر «بهاره فریس‌آبادی»ست که برادر عزیزم توی کارت پستالی که بهم هدیه داد نوشته بود، ممنون :)




نظرها:

ای بابا بهار جان تو چقدر بوس و بغل طلب داری از من. هنوز حساب سال نویی را باهات صاف نکردم به دنیا آمدی؟! صبر می‌کردی بار بدهی‌های من سبک‌تر می‌ شد دختر ِ بهار.
تولدت مبارک. دوستت هم دارم تازه. هوارتا.


Posted by: الناز on March 29, 2006 04:02 AM


و چه خوب است زاده شدن ، پا گذاشتن به دنیای پلیدی ها ، و آغاز یک سپیدی در دنیای سیاهی ها ، تولدی دیگر و امیدی که به وام می گذاری در این دنیا : باشد که محقق شود .
دوستی بود که اینجور وقت ها می گفت : خوشحالم که به دنیا آمدی ...


Posted by: aMir on March 29, 2006 06:02 AM


بهار عزیز، به هر حال من دوست دارم به تو به تو تبریک بگم و نه به اسبه! تولدت مبارک و عمرت پربرکت.


Posted by: شیوا مقانلو on March 29, 2006 10:23 AM


بزرگ تر شدی، بالنده تر باشی.


Posted by: پیام on March 29, 2006 11:10 AM


مبارکه، خیلی :)


Posted by: پویان on March 29, 2006 11:12 AM


باید شیرینی بدی به من! تبریک ثانیه‌های اول هم برای من بود تازه! پس شیرینی می‌خوام:)


Posted by: فاطمه on March 29, 2006 02:30 PM


سلام دوست عزیز...مطالب خوبتان را مطالعه کردم باید گفت که نگاهی تازه به اطرافتان داشته اید ...امید که هر روز بهتر از دیروزتان باشید.
م.نورعلیشاهی


Posted by: مهدی نورعلیشاهی on March 29, 2006 05:37 PM


چشم فاطمه جان! حتماً :)


Posted by: بهار on March 30, 2006 12:49 AM


تبريك.اميدورم سالهاي سال يه روزي مث امروز متولد بشي.


Posted by: siahvash on March 30, 2006 07:41 AM


مبارک تولدت
میشوند تولد لحظه هر ها آدم معتقدند ها بعضی
است دیگری چیز ای گذاشته هستی به پا که روزی اما
مبارک ات دوباره شکفتن


Posted by: sami on March 31, 2006 10:10 AM


مبارکه،صد سال دیگه هم زنده باشی...


Posted by: سپیده on April 1, 2006 02:38 AM


به پویان :
ای کشته که را کشتی، تا کشته شدی زار
تا باز که او را بکشد، آن که تو را کشت!


Posted by: دوست on April 5, 2006 08:12 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?