شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« در مسیر اصلاحات_ 4 | Main | کز بهر جرعه‌ای... »

March 27, 2006 07:14 PM
عشق ِ مجازی

عشق نیرو، کشش و کنشی است که با تعابیر مختلفی شناخته می‌شود: دوست داشتن، خودشیفتگی، خودخواهی، دگرخواهی، عشق رمانتیک و غیره.
آنچه که در این دنیای عاشقانه وجود دارد «حضور ِ دیگری» است. تن ِ دیگری : تن دیگری دوپاره است: از یک سو، خود تن_پوست، چشم ها_ لطافت، حرارت؛ و از سوی دیگر، صدا_منقطع، تودار، صدایی که از دور می‌آید، صدایی که حسی را که تن داده نمی‌دهد.*
عاشق و معشوق حضور دارند و اگر «عاشق معشوق را همچون یک «بی‌مکان» می‌بیند (صفتی که سقراط به همسخن خویش نسبت می‌دهد.)، یعنی چیزی دسته‌بندی‌ناپذیر، دارای اصالتی هرگز پیش‌بینی نشده.»* و این به معنی این است که «دیگری فیگور حقیقت من است، و من نمی‌توانم آن را در هیچ تصور قالبی‌یی (که حقیقت دیگران بوده) حبس کنم.»*

اینک در عصر جهانی شدن و پیدایش ابداعات تکنولوژیک از جمله اینترنت، انسان‌ها وارد دوران «هم‌زمانی» و «هم‌مکانی» گشته و از جریان ارتباط تاریخی و جغرافیایی خود منقطع می‌گردند. علاوه بر آن هویت و سبک و سلوک فردی به عنوان عنصری از محتوای پیام، از میان برداشته می‌شود.
شری ترکل معتقد است:«ما بر روی اینترنت تشویق می‌شویم که به خودمان به صورتی سیال، برآینده، تمرکززدایی شده، چندگانه شده، انعطاف‌پذیر و همیشه در حال فرآیند فکر کنیم.» در نتیجه «اینترنت به آزمایشگاه اجتماعی مهمی برای تجربه کردن با ساختن و بازساختن خویشتن بدل شده است که خصلت زندگی پست‌مدرن است.» دنیایی که می‌توان در آن هویت‌های متفاوت و تکثیریافته داشت، واقعیت‌های متکثر هم به وجود می‌آیند.
دوستی‌ها در چنین شبکه‌ای که مظهری است از پیوستن و گسستن همزمان_ به دلیل متفاوت بودن با دوستی‌های نزدیک، حضوری و همراه با قرابت جسمی _ به ندرت از تدوام بلندمدت برخوردار است.
حال در چنین جهانی با نوع جدیدی از عشق روبرو هستیم: عشق اینترنتی.
شخص در مکانی زندگی می‌کند که به آن تعلق ندارد _بی‌مکانی_ و نه آن بی‌مکانی در جهان واقعی بلکه به دلیل بی‌واسطگی حضور شخص: شخص جایی در «ناکجا» و «این‌جایی» می‌شود.
عشق شأن و منزلتی متفاوت یافته است: «خلاصه عاشق شدن آسون شده، دلبرکا فت و فراوون شده، عشقا شده اینترنتی، ای_میلی، مجنون نشسته چت کنه با لیلی...»**
در دنیایی اشباع شده از هویت‌های مجازی و واقعیت‌های مجازی، پیوندها نیز بر پایه‌ی روابط مجازی شکل می‌گیرد، پیوندهایی بی‌ثبات و ناپایدار؛ علاوه بر آن تعهدات نیز، تعهداتی مجازی‌ می‌شوند. بر همین اساس به دلیل کمبود سرمایه‌های اخلاقی در دنیای مجازی، اساس اعتماد هم برچیده می‌شود. «چت می‌کنن هی می‌گن و می‌خندن، یه ریز برای هم خالی می‌بندن...»**
در نتیجه نمی‌توان امیدوار بود که عشق در دنیای مجازی _ و نه عشق ِ به دنیای واقعی کشیده شده_ عشق رمانتیک (تا هنگامی که مرگ ما را از هم جدا کند) باشد، همه چیز می‌تواند با یک کلیک پایان یابد. شاید به همین دلیل می‌گوید:«عشق یه چیزی مثه کشک و دوغه، تموم زندگی پر از دروغه، هیچ کسی هیچ کسی رو دوست نداره، دوسِت دارم، عاشقتم شعاره...»**

* بارت، رولان. سخن عاشق. ترجمه‌ی پیام یزدانجو. تهران: نشر مرکز، 1383.
** ترانه‌ی عشق اینترنتی. خواننده: نیما. بشنوید.

مطالب عشقی (!) در اگنس:
با حضور جسم‌ات، عشق‌ام را آتش می‌زنم
آسمان هنوز هم آبی‌ست، زیرا برای تو آبی‌ست.




نظرها:

با مطلب جدیدی به روزیم.منتظر نظر شما.


Posted by: سياه رخ on March 27, 2006 09:56 PM


شاید این بی تعهدی در عشق های اینترنتیه که باعث شده عشق تو دنیای واقعی هم برای خیلیا به راحتی یه کلیک کردن تموم می شه شایدم برعکس!!


Posted by: شقایق on March 28, 2006 11:41 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?