قرار بود تحقیق علمیای بر عرضه و تقاضای نیروی کار در روزنامهی شرق انجام دهم. نوشتهی در پی آمده تنها نگاهی گذرا به این موضوع است. مطالب، مبتنی بر دادههای علمی نیست و آنچه بیان میشود بر اساس مشاهده صورت گرفته. جهتگیری و یا ارزشگذاریها نیز تنها بر حسب دیدهها و شنیدههاست.
نیروی کار از جمله گرانترین دادهها در تولیدات رسانهای است. شرکتهای رسانهای، نیروی کار مورد نیاز خود را از بازار عمومی کار که ترکیبی از کارگران غیرماهر و نیروی کار متخصص است و تواناییهای خلاقی دارد، تأمین میکنند. بازارهای کار نیز همانند بازارهای دیگر تحت تأثیر قوانین پایه اقتصادی نظیر قانون عرضه و تقاضاست. عرضهی نیروی کار موجود برای هر شغل خاص تحت تأثیر عواملی چون میزان حقوق یا دستمزدی که کارفرما مایل به پرداخت آن است، قرار دارد و تقاضا برای نیروی کار از قیمتی که کارگر برای نیروی کار خود تعیین میکند، تأثیر میپذیرد.*
روزنامهی شرق روزنامهای بود که به یکباره و با سرعت چشمگیری در بین دانشجویان راه باز کرد و هنوز هم خوانندگان زیادی دارد اما نه به آن شدت، زمانی بحث و گفتگو از سرمقالههای شرق زیاد بود و حال به ندرت صورت میگیرد.
پیکارد معتقد است که بازارهای کار، از درآمدهای غیرمالی یا به تعبیر دیگر درآمد معنوی تأثیر میپذیرند. برخی از مشاغل با رضایت خاطر یا مزایای معنوی همچون اعتبار، قدرت و رفاقت یا احساس خدمت به جامعه همراه است و همین عامل سبب میشود تا تعداد نیروی کار داوطلب برای تصدی اینگونه مشاغل بدون در نظر گرفتن عامل حقوق و دستمزد افزایش یابد. مشاغلی چون روزنامهنگاری و بازیگری از جمله مشاغلی هستند که به رغم دستمزد اندک، داوطلبان فراوانی دارند. دانشجویان دانشکدهی علامه حتی اگر رشتهی ارتباطات هم نخوانده باشند علاقهی زیادی برای کار در روزنامه دارند، و چاپ مقاله و یا مطالبشان در روزنامهی شرق بسیار افتخاربرانگیز است و حتا برتر از شادیهایی که از چاپ آنها در روزنامههای دیگر به دست میآید. اگر مقالههای خوبی بنویسند، اولین پیشنهاد اساتید مربوطه معرفی فلانیهایی است که در روزنامهی شرق کار میکنند.
تقاضا برای نیروی کار، تحت تأثیر قیمت نیروی کار (حقوق/ دستمزد) قرار دارد؛ اما کاهش تقاضا برای کالای تولید شده، که ممکن است از تغییر قیمت یا تغییر ذائقه و اولویتهای مصرفکننده سرچشمه گرفته باشد نیز در میزان تقاضا برای نیروی کار دخیل است. دانشجویان علاقهی زیادی به فعالیت در این روزنامه دارند بدون اینکه دستمزدی دریافت کنند. «روزنامهی شرق به طور آشکاری خودشان را بهترین میدانند و عین مطالب و ترجمههای بسیار عالی دانشجویان و تازه واردها را با انتقاد زیاد و با کمترین هزینه چاپ میکنند.» در این بین تلاش یکی از دوستانام را شاهد بودم که برای نوشتن گزارشهایی با هنرمندان در عرصههای مختلف، بسیار تلاش کرد و حتی یک ریال هم دریافت نکرد. دبیر مربوط به آن صفحه هنوز معتقد بود که «باید بنویسی تا دستات راه بیفته...مطالبات پر از ایراده...» اما مطالب بدون هیچ تغییری چاپ میشد. «به نظر میآید روزنامهی شرق از دانشجویان و تازهواردهای عشق ِ روزنامهی شرقی سوءاستفاده میکند.» بسیاری از آنها ماهها کار میکنند تا بتوانند دستمزدی بگیرند.
در این میان کسانی که به زودی نیاز مالیشان تأمین نشود و یا به روند کاری روزنامهی شرق واقف شوند کناره گرفته و جذب روزنامهها یا خبرگزاریهای دیگر میشوند و منحنی تقاضای نیروی کار آنها روندی نزولی پیدا میکند.
و اما کسانی که آنجا «جاگیر» شدهاند و مدت زیادی است کار میکنند، به نسبت دستمزد خوبی دریافت میکنند. حتی شخصی که مطالب را از روی اینترنت و از خبرگزاریهای دیگر برمیدارد و بدون هیچ زحمتی مطلباش را چاپ میکند.
مسلماً و همچنان تقاضای نیروی کار در این روزنامه زیاد است اما نمیتوان با قاطعیت بیان کرد که این روند نسبت به گذشته روندی صعودی دارد یا نزولی. تنها آنچه که واضح است _ بر اساس مشاهدات_ از تعداد طرفداران و خوانندگان پروپا قرص روزنامه کاسته شده.
و نکتهی بعدی؛
اتحادیههای کارگری و مجامع صنفی، با بر هم زدن میزان عرضه و تقاضای نیروی کار در بازار، نفوذ قابل ملاحظهای را در عرصه اقتصادی اعمال میکنند. به عنوان مثال اتحادیههای کارگری با بهرهگیری از اختیارات و موقعیت ممتاز خود که چانه زدن جمعی نامیده میشود، تلاش میکنند تا تعداد کارگران شاغل در یک صنعت را تنها به اعضای اتحادیه محدود کنند و در نتیجه تمامی تولیدکنندگان ناگزیر میشوند تا به نیروی کار مورد نیاز خود دستمزدهای بالاتری پرداخت کنند و بدین ترتیب هزینهی نیروی کار تمامی شرکتها افزایش مییابد و هیچ شرکتی نمیتواند از امتیاز استخدام نیروی کار ارزان قیمت بهرهمند شود. سیستم توافق جمعی را به گونهای مؤثر، گروههایی چون اتحادیهی بازیگران صحنه، اتحادیه نویسندگان، فدراسیون هنرمندان شبکههای رادیو _ تلویزیون و صنف روزنامهنگاران استفاده میکنند.*
سؤال من این است که، هرچند چنین دانشجویان و تازهواردانی به عضویت انجمن صنفی روزنامهنگاران درنیامدهاند اما آیا انجمن بر عرصهی اقتصادیای که اعضایش در آن فعالیت میکنند، نظارت دارد؟!
* رابرتجی. پیکارد. «اقتصاد رسانهها- مفاهیم و مسائل آن». ترجمه داوود حیدری. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز مطالعات و تحقیقات رسانهها. چاپ اول، زمستان 1378
این همان بوی گند بورژوازی روزنامه شرق است. البته با این نشانهها این دیگر رایحهی گلخرزهره پوپولیسم روزنامه شرق که به مشام میرسد. قابل توجه دوستان از سوربن تا میدان آرژانتین.
Posted by: حمیدرضا on March 27, 2006 09:44 PM
بقیه جا ها هم خبری نیست و حد اکثر اگر بوی خرزهره و زهر مار دیگه هم به مشام نرسد انتظار عطر و نسیم گلستان و بوستان داشتن هم خطاست!
Posted by: رضا مهدوی on March 28, 2006 04:23 AM
سلام
به نظرم خیلی هم اینطوری نیست
من اولین باری که برای یک روز مطلب نوشتم؛ روزنامه شرق بود. تا مدتی که مسئول صفحه و خود صفحه از بین نرفته بود هم مطلب می نوشتم . البته بصورت ایمیل. حق الزحمه چند تا از ترجمه ها رو هم گرفتم هرچند دیر هرچند معمولی. به نظر من خیلی نباید در این مورد وارد فاز توهم شد. هرچند فکر می کنم خیلی ها روزنامه شرق از قلمشون گشاد تره. اماتجربه سه چهار ماهه من زیاد بد نبوده
Posted by: amir on March 28, 2006 03:22 PM
عدالت رافریاد می زنم اما هیچ گوشی نیست که بشنود صدایم را به هر کوی و برزن که قدم می گذاری سخن از عدالت اجتماعی است اما مثل تمام حرف ها این بار هم دروغ می گو یند عمریست که مردم را با دروغ فریفته اند
Posted by: افسانه on October 8, 2006 12:21 PM