شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« تخته‌سیاه ، تن دیالکتیک | Main | سانسور زنان »

February 2, 2006 01:45 PM
شارلاتانیسم ، فقدان اخلاق تحقیق

اساتید هزاران بار بر رعایت اخلاق تحقیق گوشزد می‌کنند و همان جمله‌های تکراری، همان که در این سال‌ها زیاد شنیده‌ام را تکرار می‌کنند.
ما هنگام تحقیق در برابر جامعه‌ی علمی، جامعه‌ی آماری، سفارش‌دهنده‌ی تحقیق و نظام سیاسی یا حکومت مسئول هستیم. استاد می‌گوید از روش‌ها و ضوابط علمی استفاده کنید، می‌گوید در نتایج تحقیق دستکاری نکنید، می‌گوید یادتان باشد که شما می‌خواهید تولید علم کنید، یادتان باشد این تحقیق به شناخت علمی تبدیل می‌شود. می‌گوید سرقت ادبی نکنید و جملاتی که هزاران بار شنیده‌ام. روش نقل قول ‌مستقیم این‌گونه است که در گیومه باشد و... نقل‌ قول غیرمستقیم این‌گونه است...، تطمیع نکنید، تحدید نکنید. می‌گوید در دانشگاه انگلستان اگر دانشجویی سرقت ادبی کند از دانشگاه اخراج می‌شود. دانشجو باید...، دانشجو باید...،دانشجو باید... .
اما اساتید چه؟
استادی از نتایج تحقیق دانشجویان‌اش استفاده می‌کند بدون اینکه نامی از آن‌ها ببرد، بدون اینکه به درستی ارجاع دهد. استادی کتابی را به دانشجویانش می‌دهد تا ترجمه کنند و با نام خود آن را به چاپ می‌رساند، گاهی کتاب با ترجمه‌ی او هم نه، با تألیف او چاپ می‌شود. استادی در پروژه‌های تحقیقی‌اش از دانشجویان استفاده می‌کند و دانشجویان گاهی به خاطر نمره همکاری می‌کنند، نه همکاری علمی، کارهایی از قبیل پر کردن پرسشنامه و غیره، همان کار گِل. این‌ها اخلاق تحقیق نیست؟!
دکتر پیران، در هفته‌ی پروهش این کار را «شارلاتانیسم» خواندند و اضافه کردند گاه فردی از سخنان شخصی در کتاب‌اش استفاده می‌کند بدون ارجاع و همان کتاب را به شخص مذکور هدیه هم می‌دهد، دکتر پیران این کار را «فرا فرا شارلاتانیسم» نام نهادند.
اگر استادی این روش‌ها را پیاده کند از دانشگاه اخراج می‌شود یا بر درجه و وجهه‌ی علمی‌اش افزوده می‌شود؟ اخراج می‌شود یا جایزه می‌گیرد؟ استاد عزیز، مرد عمل باش تا من رهروات گردم.




نظرها:

داغ دل ما را تازه کردین. ما فضای آکادمیک واقعی نداریم. و رابطه ها بجای ضابطه ها حکمفرماست که چنین چیزهایی تداوم می یابد.


Posted by: از زندگی on February 2, 2006 04:34 PM


این نوشته جون میده واسه پیام یردانجو اینا که بهش لینک بدن. D:


Posted by: میثم on February 2, 2006 08:03 PM


من با اصل حرف شما موافق ام. اما می خواهم یک نکته ی بی ربط را هم بگویم، اما نمی دانم چگونه منظورم را برسانم: خب این طور بگویم، احساس می کنم شما، به ویژه در نوشته های اخیرتان، درگیر دو سبک نوشتار متفاوت اید، یکی نوشتاری ادبی و دیگری نوشتاری مودبانه. من با هیج کدام مشکلی ندارم، اما اولی را بیش تر می پسندم. مشکل ام این جا است که وقتی دومی را به صحنه ی اولی می کشانید کمابیش آزارنده می شود، دل نشینی اش را از دست می دهد. خب این نظر شخصی من است و ارزش و اهمیت اش هم در همین حد. در هر حال، می دانید که خوب می نویسید. شاد باشید.


Posted by: payam on February 2, 2006 08:51 PM


الان یاد مثل معروف عالم بی عمل و زنبور بی عسل افتادم. تذکر خوبی بود بهار جان. احوال شریف؟ :)


Posted by: آزاده on February 3, 2006 07:36 AM


بهار جالبه بدوني يكي از بزرگترين استيد ايران كه در چهره هاي ماندگار تقدير شد ازشون و همينطور حدود چهارصد مقال ي بين المللي داره دقيقن داره از دست رنج شاگردان فوق ليسانش مثل انگل تغذيه ميكن و اينطوري رشد ميكنه. اينقدر در دنيا مشهوره كه اگر بدوني در سال نود درصد مقاله هاش كار دانشجوهاي فوق و دكتراشه. به نظر منكه خوش به حالش.


Posted by: شب نويس on February 5, 2006 08:15 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?