شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« دزدهای مدرن ؟! | Main | شارلاتانیسم ، فقدان اخلاق تحقیق »

January 30, 2006 12:59 AM
تخته‌سیاه ، تن دیالکتیک

دریافت ما از تخته‌سیاه چیست؟
یک چوب صاف به رنگ سیاه؛ نمادی است از آموزش، یادگیری و فراگرفتن. نمادی است از مدرسه _ مکان آموزش. تخته‌سیاه و گچ واسطه‌ای‌ هستند و پویایی‌شان در فرآیند یاددهی/ یادگیری نمایان می‌شود.
تخته‌سیاه از چوب ساخته می‌شود، چوب از نظر حسی و فرآیند تولید زیستی‌اش به بدن _ پوست بدن_ نزدیک‌تر است تا فلز _ تخته سفید (Whiteboard).
تخته‌سیاه_ جسمی که روزی زنده بوده و وقتی در فرآیند یادگیری شرکت می‌کند همچنان زنده است _ همچون تن: تن روایت، تن نوشتاری، تن دیالکتیکی، تنی به نمایش گذاشته شده اما مشروع.
نوشتن بر روی تخته؛ آنچه که من از نوشتن‌اش لذت می‌برم محتوا و ساختار نیست، بلکه سایش‌هایی است که من در آن سطح صاف پدید می‌آورم. من از تماس گچ با تخته _ از نوشتن _ محظوظ می‌شوم. نوشتن با ضرباهنگی که شور و شعف‌ می‌بخشد. سفت نوشتن و کوبیدن _ در نوشتن نقطه‌ها: اقتدار، صلابت.
روزگار فرا می‌رود، مفاهیم رشد می‌کنند. تخته‌سیاه به تخته‌سفید تبدیل می‌شود. تنی فلزی که قابلیت تغییر لذت‌بخش ندارد _ خلاقیت‌های مدرن تغییر‌پذیر نیستند _ چوب می‌پوسد و ذره ذره زندگی‌اش را از دست می‌دهد، فلز زنگ می‌زند. گچ می‌آفریند به بهای نابودی‌اش، ماژیک می‌آفریند به بهای زائد شدن‌اش (خشک شدن). آهنگی که ماژیک از تماس با تخته‌سفید ساطع می‌کند لذتی نمی‌آفریند.
واژه‌ها بر روی تخته‌سفید نسخه‌ای است بدلی، تنها انعکاس است و سطحی _ به سرعت پاک می‌شود. اما واژه‌ها بر روی تخته‌سیاه به منزله‌ی امری متصل با تخته، غایت اصل خویش‌اند.
تکنولوژی جدید فراتر از بدن ما پیش می‌رود، و به این ترتیب بدن _ بدنی منفعل، بدنی محدود شده _ درگیری و تماس‌اش _ لذت‌اش _ با اشیاء کمتر می‌شود.




نظرها:

لذت بردم


Posted by: پيام on January 30, 2006 01:55 PM


من هم حس تو رو دارم. خیلی خوب بود.


Posted by: میثم on January 31, 2006 07:56 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?