bahar@bahar-m.com
 


پيوندها

 

بایگانی

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by Movable Type 3.2

 

  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

« ?Do you remember me | Main | یک ارزیابی شتاب‌زده: تا می‌توانید پوزش نخواهید. »

12, 2006 02:56
بوسازی و بازسازی

رادیو خیلی کم گوش می‌دهم، آن هم در تاکسی اگر دست دهد. دیروز در تاکسی که نشسته بودم، رادیو پخش می‌شد. مجری برنامه با شور و حرارت شروع کرد به خواندن شعری « بوی اسماعیل می‌آید... بوی عید می‌آید...» چه تصویری اسماعیل را می‌نمایاند؟ شنونده‌ای مثل من ِ ظاهربین پس از شنیدن این جمله یاد چه می‌افتد. اسماعیل چه بویی می‌داد، پس از سه روز و نیم پیاده روی و بالا رفتن از کوه. کمال مطلق این شعرگونه چه بود؟ ایمان، چه؟
مخاطبان را با چه جملاتی می‌خواهیم به هیجان و شادی بیاوریم. برای زیبا جلوه کردن جملات از چه واژهایی استفاده می‌کنیم. چرا می‌خواهیم واژه‌ها را به زور زیبا کنیم. آیا چنین جملاتی استدلال را از حقیقت جدا نمی‌کند؟! بیان‌های برآمده با عنایت به مرگ سوژه.




نظرها:

حالا درست یا غلط نمی دونم ولی عید قربان برای من همیشه بوی گوسفند میده .
ای یکیو دیگه اصلا نمی شه مقدسش کرد . :))


Posted by: هدی on 14, 2006 10:43


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?