شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« غفلت هنری | Main | تن‌هاییْ متکثر/ تنهایی ِ متکثر »

January 2, 2006 02:21 PM
غزال

کوه
خیال خواب ندارد
زمستان را برنمی‌تابد
وقتی چشمان تو
مرده‌سنگان‌اش را به رستاخیز می‌کشاند

اینک
غزلی مقدس بخوان
از گستره‌ی اعجاز چشمان‌ات
برای رؤیای زیستن‌اش




نظرها:

و سلامی هم از من :)


Posted by: از زندگی on January 3, 2006 12:39 AM


می‌دانم خیلی بدجنسی است،‌ اما اول که عکس را دیدم فکر کردم چه خرگوش بامزه‌ای است و سعی کردم کشف کنم چطوری ازش عکس گرفته‌اند که این‌طوری افتاده.

بیشه
خیال بیداری ندارد
زمستان را بی‌خواب برنمی‌تابد
وقتی گوش‌های تو
نجوای مرا به رستاخیر می‌کشاند

اینک
خرگوش مقدس را به سیخ بکش
و از گستره اعجاز گوش‌های‌اش
برای آویزان کردن‌‌ات


Posted by: سولوژن on January 3, 2006 01:17 AM


آخی ، خیلی نازه . گر چه به نظر غمگین میاد و اگه می تونست پاسخ بده شاید می گفت : کی شعر تر انگیزد خاطر که حزین باشد ؟ :)
موفق باشی


Posted by: hoda on January 3, 2006 04:55 PM


چه آهوی ملوسی!


Posted by: لنا on January 4, 2006 09:01 AM


یک نکته! بهار جان! فکر کنم من را یک مدل‌هایی فیلتر کرده ی! آنتی اسپم‌ات نمی‌گذارد کامنت بگذرم! چک کن در لیست سیاه‌ات ببین لنیوم بی‌چاره را وارد کرده‌ای؟!


Posted by: لنیوم on January 4, 2006 09:03 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?