شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« تاریکی و خفقان ؛ معماریِ ذهن دانش‌آموزان | Main | بی‌گناهی ِ تناقض »

November 25, 2005 02:45 PM
معاملات پایاپای ِ روشنفکرانه

دادن حق طلاق به زن = حذف مهریه

استبداد پنهان را وقتی می‌توان در وجود مردهای امروزی به اصطلاح روشنفکر دید، که در بحث‌هاشون در مورد دادن حق طلاق به زن، فوری می‌گن: پس اگر اینطوره مهریه رو هم باید حذف کرد. این کلمه‌ی «پس» یعنی پای معامله به میان آمده، یعنی این‌که شما به برابری حق زن و مرد در زندگی اعتقاد راسخ ندارید و همچون نظام اقتصادی برای به دست آوردن امتیاز و سود بیشتر به سرعت به راهکاری دیگر (ندادن مهریه) متوسل می‌شوید و این‌گونه نظام مردسالارانه‌ی پنهان‌تان را بروز می‌دهید.
به شخصه با این معامله مشکلی ندارم اما در هر صورتی، چه زندگی طولانی با مرد تا دم مرگ، چه وقتی که زن پس از تحمل سختی‌های زیاد و خون دل خوردن‌ها مهرش را حلال می کند و چه زمانی‌که حق طلاق با زن باشد، مهریه پرداخت نمی‌شود مگر در موارد بسیار اندک.




نظرها:

بهار عزیز ، خیلی ها به مهریه به عنوان نوعی ابزار جبران خسارت ناشی از یک عقد (معامله تجاری) ناموفق نگاه می کنند. این دید اقتصادی در مورد ازدواجهای ما واقعن وجود داره و داشته. من هم با این نگاه مخالفم. ولی باز این انتقاد متوجه هم زنان و هم مردان ماست.


Posted by: شیرین on November 25, 2005 03:45 PM


دکتر احمدنیا-ی عزیز! من هم به زنان انتقاد دارم


Posted by: بهار on November 25, 2005 04:10 PM


بهار جون همینه که میگن: ای بابا مهریه رو کی داده و کی گرفته ! آقایون روشن فکر هم میخوان سر حرفشون بایستن خوبیت نداره در مراسم خواستگاری حرفی زده بشه و بعد زیرش بزنن. وگرنه خدای نکرده مسأله اصلا پایمال شدن حق زن نیست


Posted by: آزاده on November 26, 2005 10:42 AM


اگنس جان! برای نفی این رابطه باید بن مایه های آن را شیوه ی رابطهی بنیادین بین انسان ها در جامعه را مورد نقد قرار داد.
خلاصه بگم دو نفر انسان می خواهند با هم برای چند وقتی زندگی کنند نباید این رابطه وارد یک معامله ی اقتصادی شود . اصلا مهریه و در کنار آن حق طلاق در این رابطه امری پوسیده است. برای نفی یک امر باید کلیت ان را نفی کرد که این منوط به تغییر شرایط کلی جامعه است نه ان که ما بیاییم یک تیکه را ورداریم و تیکه ی دیگر را اضافه کنیم... اندکی باید با افق بلند تری به این قضایا نگاه کرد....


Posted by: فواد on November 27, 2005 01:42 AM


اساسش احتمالا یک هدیه از طرف مرد بوده ولی در جامعه ما تبدیل به یک ابزار برای بدست آوردن تکیه گاه است. در ازدواجهای سنتی و قومی ما زن چه پشتوانه ای می تواند از یک زندگی ناشناخته داشته باشد؟ چه اگر همان معامله اکثرا به سود مردان تمام می شود. در جامعه ای که احتمالا ازدواج نوعی رقابت است و نه رفاقت.


Posted by: مهدیه on November 27, 2005 09:54 AM


"مهریه پرداخت نمی‌شود مگر در موارد بسیار اندک. " خوبه والله این حرف شما واقعا نشون میده که کی چطور فکر میکنه !


Posted by: 123 on November 27, 2005 10:27 AM


جوری از مردان امروزی به اصطلاح روشنفکر حرف می‌زنید انگار زنان امروزین به "اصطلاح روشنفکر" وجود ندارند.
راست‌اش من هیچ‌وقت نمی‌توانم گفتمان جن_سیت‌گراییده را هنگامی که در نقد تبعیض ج_ن_سی صحبت می‌کنم درک کنم. جور دیگری بگویم: آیا می‌توانیم انگشت اتهام را تنها به سوی مردان دراز کنیم؟


Posted by: سولوژن on November 28, 2005 09:23 AM


عجیب است! این‌جا کلمه‌ی وب (به انگلیسی البته) را فیلتر می‌کند.


Posted by: سولوژن on November 28, 2005 09:24 AM


آره دیگه هر دوشونو که داده کی گرفته!


Posted by: shaghayegh on November 28, 2005 10:55 AM


سولوژن عزیز! قبلاً گفتم و باز هم می گویم که من به زنان اتفاقاً بیشتر انتقاد دارم من جمله خودم!


Posted by: بهار on November 28, 2005 08:04 PM


پس چرا کس‌ای از زنان نمی‌گوید؟ اگر مردسالاری‌ای هست و اگر مردسالاری مطلوب نیست،‌ به گمان‌ام ریشه‌اش در مادران امروزین است و معلم‌های زن و خیلی‌های دیگر. چرا کم‌تر کس‌ای آن‌ها را نقد می‌کند؟ (یا اگر هم بکند، خشم‌شان تنها به سوی مردان است.)


Posted by: سولوژن on November 28, 2005 09:22 PM


1. به سولوژن:
قبول دارم که بعضی از رفتار زنها باعث می‌شود جو مردسالار یا مردسالارانه‌تر شود. مثل مادری که مدام توی گوش دخترش می‌خواند: «دختر تا وقتی که ازدواج نکرده اختیارش دست پدرشه وقتی شوهر کرد دست شوهرش!» و خیلی چیزهای دیگر هست که بارها گفته شده ...! این جمله‌ها به نظر خیلی‌ها خنده دار و ابتدایی میاد اما هست !حتا، حتا توی بچه‌های دانشکده‌ی خودمون و حتا در صحبت‌های اساتید خانم‌مان! قبلاً یه چیزی در مورد بی‌ارزش کردن خانمها با دست خودشون نوشته بودم و همینطور در مورد یکی از اساتید خانم که مردسالاری رو القا می‌کرد! که خب یکی از دوستان گفتن اینقدر در مورد زن و مرد ننویسم! اما راستش، این مورد من رو خیلی ناراحت می‌کنه که وقتی می‌بینم حرف از طلاق که میون میاد فوری اونها به جای اینکه بگن در مورد این مسئله میشه صحبت کرد و ....، به جنبه ی دیگری _ جنبه‌ی اقتصادی به نفع خود _ نگاه می کنند.

2. به فواد:
افق دید شما خیلی خیلی بالاتر از شرایط موجود در جامعه است، انگار که از ایران و از زندگی‌ها خبر ندارید. به نظر شما چگونه می توان چیزهایی را که با سنت و فرهنگ و آداب و رسوم ما گره خورده به صورتی کلی و شتابزده حذف کرد؟ و به نظرتان بهتر است آن را حذف کرد یا به سمت صحیح هدایت کرد؟! یکبار هم که شده با همین دخترهای دانشکده صحبت کنید و نه با آنهایی که اطرافتان هستن و می‌شناسین، صحبت کنین و ببینین که هنوز هم دخترها و پسرها در مسائل ساده تر از این هم با تعصب برخورد می کنن! این مسائل برای شما و افراد اندکی چون شما پوسیده است!

3. به 123:
بهتر است نظرتان را درست، واضح و منطقی بگویید، من هم می‌پذیرم! نه با کنایه ! :)


Posted by: بهار on November 29, 2005 12:01 AM


Bahar salam
boroonka.blogspot.com
ro checkesh kon lotfan. 360.yahoo.com/moostive ro ham hamintor. paein yek seri az javaba ro copy paste katrdam be so'alhaei ke baram ferestadi. khodam hanooz vaght nakardam javabeto bedam. darsa vahshatnak vaghtamo gereftan.
fe'lan.

Saeid said...
1کافه نمیروم چون وقت ندارم به هیچ عنوان.
2اگر زمانی پیش بیاید حتما در سفر کوتاه یابلند به شهری دیگر است و زمان را وقت آزاد مشخص میکند
اماترجیحا عصر مناسب تراست
3 همه موارد
4 در منزل، آزادی
5 دوری، دنجی
6 هات چاکلیت ، موس شکلات
7 اصولا اگر بشکل عادت شود، احتمالا خانواده ایرانی نهی کند
8 نخیر، البته در حالتی که کافه کافه باشد، نه هر کافی شاپی
9 فکر نکنم ربطی داشته باشد. البته عادت به کافه نشینی ممکن است

6:00 PM


Anonymous said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:35 PM


afi said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:36 PM


نیما نیلیان بوشهری said...
:(آره

4:14 PM


Mollah in Canada said...
اینها سوالات کنکور بود یا سوالات گزینش و استخدام در شهرداری؟؟

5:54 PM


Mehranpolis said...
che soalhaye sakhti

9:09 PM


arya said...
کاف ما همان جهنم است جایی پر از کثافت و روغن با دستانی سیاه و الوده بر روی زمین مینشینیم گویی شمال کنار دریا تو پلاژ نشستیم
اخه از خروس خون تا بوق سگ دویدن چه فرصتی برا این کارا میگذاره

ایرانی اگه شعور داشن تا حالا اخوند رو انداخته بود بیرون
ما با وجود این جونورا فرصتی برا کاف مافی نداریم
تازه خودت میدونی که کافی حرامی خیلی سال پیش رفت به درک
good night

12:18 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


nana said...
برون کاي گرامي

من در جواني مدتي که در پاريس زندگي کردم همواره با دوستان
در کافه ها بوديم زيرا اطاق ها کوچک و تنگ بود و براي داشتن
دايره وسيعي از دوست همه باهم مجبور بودي به کافه ها بروي
البته اساسا فرانسوي ها همگي اهل کافه هستند و اکثريت
صبحانه و نهار خود را در کافه ها ميخوردند .
به هر حال به نظر ميرسد استقبال مردم ازکافه بستگي به
روحيات ملت ها داره مثلا پراگ هم شهر کافه هاست و مردم
هميشه در کافه ها هستند ولي مثلا آلمانيها کمتر اهل کافه
هستند .
به هر حال در سنين جواني رفتن با دوستان به کافه بسيار
لذت بخش است و کلي خاطره است . شاد باشي نانا

7:48 AM


مهدي said...
كافه آره&كافي شاپ نه...كافي شاپ جاييه كه سرتو ميندازي ميري تو و وقتي هم كه در اومدي احتمال اينكه دفعه بعد هم بري اونجا نزديك به صفره&اما كافه يه جور اعتياذ مياره&دوستاي همفكر پيدا ميكني&موندگار ميشي&هر روز سر ميزني...من روزهايي كه دانشگاه نيستم ميرم كافه گودو..هر روز دو سه ساعت...الان 1 سال و 4 ماهه و هنوزم كافمو عوض نكردم...

2:05 AM


مهدي said...
ضمناآپديت كردم!!!

2:05 AM


دختر كولي said...
كافه رفتن رو خيلي دوست دارم و هر از گاهي مي‌رم اونجا ... از داشتن پاتوق خوشم مياد ولي اين به اين معني نيست كه به كافه‌هاي ديگه سر نزنم ... ولي كافه اولين جائي نيست كه براي گذروندن وقت انتخاب مي‌كنم ميشه گفت تقريباَ آخرين جاست

2:56 AM


Anonymous said...
کافه‌ها اگر مثل کافه‌های پاریس و اروپا بودن خوشم میومد. اما کافه شاپ‌های ایران فقط برای پز دادن و سیگار کشیدن و فوت کردن تو هوا و ژست روشنفکری خوبن و من اصلا ازشون خوشم نمیاد.
از طریق فمینیست‌گای اومدم مطلب مستراحی به وسعت یک وبلاگتو خوندم و لذت بردم و برات کاممنت هم گذاشتم. اما دیدم که خیلی از نوشتنش گذشته و ممکنه نبینیش. از اون مطلبت خیلی خوشم اومد


Posted by: moostive on November 29, 2005 11:07 PM


Bahar salam
boroonka.blogspot.com
ro checkesh kon lotfan. 360.yahoo.com/moostive ro ham hamintor. paein yek seri az javaba ro copy paste katrdam be so'alhaei ke baram ferestadi. khodam hanooz vaght nakardam javabeto bedam. darsa vahshatnak vaghtamo gereftan.
fe'lan.

Saeid said...
1کافه نمیروم چون وقت ندارم به هیچ عنوان.
2اگر زمانی پیش بیاید حتما در سفر کوتاه یابلند به شهری دیگر است و زمان را وقت آزاد مشخص میکند
اماترجیحا عصر مناسب تراست
3 همه موارد
4 در منزل، آزادی
5 دوری، دنجی
6 هات چاکلیت ، موس شکلات
7 اصولا اگر بشکل عادت شود، احتمالا خانواده ایرانی نهی کند
8 نخیر، البته در حالتی که کافه کافه باشد، نه هر کافی شاپی
9 فکر نکنم ربطی داشته باشد. البته عادت به کافه نشینی ممکن است

6:00 PM


Anonymous said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:35 PM


afi said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:36 PM


نیما نیلیان بوشهری said...
:(آره

4:14 PM


Mollah in Canada said...
اینها سوالات کنکور بود یا سوالات گزینش و استخدام در شهرداری؟؟

5:54 PM


Mehranpolis said...
che soalhaye sakhti

9:09 PM


arya said...
کاف ما همان جهنم است جایی پر از کثافت و روغن با دستانی سیاه و الوده بر روی زمین مینشینیم گویی شمال کنار دریا تو پلاژ نشستیم
اخه از خروس خون تا بوق سگ دویدن چه فرصتی برا این کارا میگذاره

ایرانی اگه شعور داشن تا حالا اخوند رو انداخته بود بیرون
ما با وجود این جونورا فرصتی برا کاف مافی نداریم
تازه خودت میدونی که کافی حرامی خیلی سال پیش رفت به درک
good night

12:18 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


nana said...
برون کاي گرامي

من در جواني مدتي که در پاريس زندگي کردم همواره با دوستان
در کافه ها بوديم زيرا اطاق ها کوچک و تنگ بود و براي داشتن
دايره وسيعي از دوست همه باهم مجبور بودي به کافه ها بروي
البته اساسا فرانسوي ها همگي اهل کافه هستند و اکثريت
صبحانه و نهار خود را در کافه ها ميخوردند .
به هر حال به نظر ميرسد استقبال مردم ازکافه بستگي به
روحيات ملت ها داره مثلا پراگ هم شهر کافه هاست و مردم
هميشه در کافه ها هستند ولي مثلا آلمانيها کمتر اهل کافه
هستند .
به هر حال در سنين جواني رفتن با دوستان به کافه بسيار
لذت بخش است و کلي خاطره است . شاد باشي نانا

7:48 AM


مهدي said...
كافه آره&كافي شاپ نه...كافي شاپ جاييه كه سرتو ميندازي ميري تو و وقتي هم كه در اومدي احتمال اينكه دفعه بعد هم بري اونجا نزديك به صفره&اما كافه يه جور اعتياذ مياره&دوستاي همفكر پيدا ميكني&موندگار ميشي&هر روز سر ميزني...من روزهايي كه دانشگاه نيستم ميرم كافه گودو..هر روز دو سه ساعت...الان 1 سال و 4 ماهه و هنوزم كافمو عوض نكردم...

2:05 AM


مهدي said...
ضمناآپديت كردم!!!

2:05 AM


دختر كولي said...
كافه رفتن رو خيلي دوست دارم و هر از گاهي مي‌رم اونجا ... از داشتن پاتوق خوشم مياد ولي اين به اين معني نيست كه به كافه‌هاي ديگه سر نزنم ... ولي كافه اولين جائي نيست كه براي گذروندن وقت انتخاب مي‌كنم ميشه گفت تقريباَ آخرين جاست

2:56 AM


Anonymous said...
کافه‌ها اگر مثل کافه‌های پاریس و اروپا بودن خوشم میومد. اما کافه شاپ‌های ایران فقط برای پز دادن و سیگار کشیدن و فوت کردن تو هوا و ژست روشنفکری خوبن و من اصلا ازشون خوشم نمیاد.
از طریق فمینیست‌گای اومدم مطلب مستراحی به وسعت یک وبلاگتو خوندم و لذت بردم و برات کاممنت هم گذاشتم. اما دیدم که خیلی از نوشتنش گذشته و ممکنه نبینیش. از اون مطلبت خیلی خوشم اومد


Posted by: moostive on November 29, 2005 11:07 PM


Bahar salam
boroonka.blogspot.com
ro checkesh kon lotfan. 360.yahoo.com/moostive ro ham hamintor. paein yek seri az javaba ro copy paste katrdam be so'alhaei ke baram ferestadi. khodam hanooz vaght nakardam javabeto bedam. darsa vahshatnak vaghtamo gereftan.
fe'lan.

Saeid said...
1کافه نمیروم چون وقت ندارم به هیچ عنوان.
2اگر زمانی پیش بیاید حتما در سفر کوتاه یابلند به شهری دیگر است و زمان را وقت آزاد مشخص میکند
اماترجیحا عصر مناسب تراست
3 همه موارد
4 در منزل، آزادی
5 دوری، دنجی
6 هات چاکلیت ، موس شکلات
7 اصولا اگر بشکل عادت شود، احتمالا خانواده ایرانی نهی کند
8 نخیر، البته در حالتی که کافه کافه باشد، نه هر کافی شاپی
9 فکر نکنم ربطی داشته باشد. البته عادت به کافه نشینی ممکن است

6:00 PM


Anonymous said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:35 PM


afi said...
1)fekr mikonam baraie ashkasi dar goroohe senni man injoor jaha khoob bashe.
2)bishtar roozhaie 5shanbeh chon fardash jomast va kare be khosoosi nadarim.
3)bishtar ba barobax makhsoosan barobaxe bahal mirim.
4)baraie in oonja ro entekhab mikonim chon avalan mahale khoobi baraie khordan va dovoman baraie vaght gozaroonie.
5)benazaram entekhabeh makani baraie tavalod bastegi be sharaiete senni va roohieie oon fard dareh,rastesho bekhai nemidoonam.
6)farghi nadareh az khooneh door bashe che nabasheh.
7)ba nazare in agha saeid rajebe khordani ke gofteh movafegham.
8)khanevadeh agar befahmand ke mikhai ba doostan jaii berim ke moshkeli nadareh magar in ke moshkel dar basheh.
9)fekr nemikonam bar kelasemoon tasiri bezareh akhe hich rabti be kelas gozashtan nadareh.

3:36 PM


نیما نیلیان بوشهری said...
:(آره

4:14 PM


Mollah in Canada said...
اینها سوالات کنکور بود یا سوالات گزینش و استخدام در شهرداری؟؟

5:54 PM


Mehranpolis said...
che soalhaye sakhti

9:09 PM


arya said...
کاف ما همان جهنم است جایی پر از کثافت و روغن با دستانی سیاه و الوده بر روی زمین مینشینیم گویی شمال کنار دریا تو پلاژ نشستیم
اخه از خروس خون تا بوق سگ دویدن چه فرصتی برا این کارا میگذاره

ایرانی اگه شعور داشن تا حالا اخوند رو انداخته بود بیرون
ما با وجود این جونورا فرصتی برا کاف مافی نداریم
تازه خودت میدونی که کافی حرامی خیلی سال پیش رفت به درک
good night

12:18 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


mitote said...
akhe in soala ro nemishe motlagh javab dadan va hamashoon nesbi daran. bastegi be kheili chiza dareh ya dar kol sharayetet, moodet chi hast, kiya ro mikhay bebini, che ghadr vaght dari , va kheili chizayeh digeh. yani hadaghal barayeh man ke intoriyeh.
dar zemn oon message hayi ke barash nemishe comment gozasht makhsoosan in chand tayeh akharesh kheili ghashang boodan merci.

5:52 AM


nana said...
برون کاي گرامي

من در جواني مدتي که در پاريس زندگي کردم همواره با دوستان
در کافه ها بوديم زيرا اطاق ها کوچک و تنگ بود و براي داشتن
دايره وسيعي از دوست همه باهم مجبور بودي به کافه ها بروي
البته اساسا فرانسوي ها همگي اهل کافه هستند و اکثريت
صبحانه و نهار خود را در کافه ها ميخوردند .
به هر حال به نظر ميرسد استقبال مردم ازکافه بستگي به
روحيات ملت ها داره مثلا پراگ هم شهر کافه هاست و مردم
هميشه در کافه ها هستند ولي مثلا آلمانيها کمتر اهل کافه
هستند .
به هر حال در سنين جواني رفتن با دوستان به کافه بسيار
لذت بخش است و کلي خاطره است . شاد باشي نانا

7:48 AM


مهدي said...
كافه آره&كافي شاپ نه...كافي شاپ جاييه كه سرتو ميندازي ميري تو و وقتي هم كه در اومدي احتمال اينكه دفعه بعد هم بري اونجا نزديك به صفره&اما كافه يه جور اعتياذ مياره&دوستاي همفكر پيدا ميكني&موندگار ميشي&هر روز سر ميزني...من روزهايي كه دانشگاه نيستم ميرم كافه گودو..هر روز دو سه ساعت...الان 1 سال و 4 ماهه و هنوزم كافمو عوض نكردم...

2:05 AM


مهدي said...
ضمناآپديت كردم!!!

2:05 AM


دختر كولي said...
كافه رفتن رو خيلي دوست دارم و هر از گاهي مي‌رم اونجا ... از داشتن پاتوق خوشم مياد ولي اين به اين معني نيست كه به كافه‌هاي ديگه سر نزنم ... ولي كافه اولين جائي نيست كه براي گذروندن وقت انتخاب مي‌كنم ميشه گفت تقريباَ آخرين جاست

2:56 AM


Anonymous said...
کافه‌ها اگر مثل کافه‌های پاریس و اروپا بودن خوشم میومد. اما کافه شاپ‌های ایران فقط برای پز دادن و سیگار کشیدن و فوت کردن تو هوا و ژست روشنفکری خوبن و من اصلا ازشون خوشم نمیاد.
از طریق فمینیست‌گای اومدم مطلب مستراحی به وسعت یک وبلاگتو خوندم و لذت بردم و برات کاممنت هم گذاشتم. اما دیدم که خیلی از نوشتنش گذشته و ممکنه نبینیش. از اون مطلبت خیلی خوشم اومد


Posted by: moostive on November 29, 2005 11:07 PM


به نظر من مهریه هم یه جورایی تبعیض قائل شدن بین زن و مرد باشه. اگه زن و مزد فرقی ندارند پس چرا باید زن مهریه بگیره!
همین تکیه به مهریه دلیل خوبیه برای اینکه بفهمیم هر چند در ظاهر سعی می کنیم بگیم زن و مرد مساوی اند ولی در باطن خودمون هم قبول داریم که زن با مرد فرق می کنه


Posted by: حسن on December 1, 2005 12:53 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?