پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات یک تحقیق گسترده به نام « پژوهش سیاست گذاری فرهنگی و هویت موسیقایی در عصر جهانی شدن» انجام داده که در حوزههای مختلفی مورد بررسی قرار گرفته از جمله: فعالیت موسیقایی و مصرف موسیقی در شهر تهران: محمد فاضلی، بررسی تأثیرات روانشناختی انواع موسیقی عامه پسند ایرانی بر اساس پایگاه اجتماعی و اقتصادی با هدف طبقه بندی حالات آنها در دانشگاههای جامع شهر تهران: دکتر علی زادهمحمدی، تحلیل مباحث فقهی موسیقی بعد از انقلاب اسلامی و تأثیرات آن در حیات موسیقایی ایران: سید حسن میثمی، بررسی وضعیت آموزش و نگرش اساتید و مدیران در مورد هویت موسیقی ایرانی در آموزشگاه های آزاد و هنرستان های موسیقی شهر تهران: حسن وخشور و... این تحقیق برای کسانی که در حوزهی موسیقی تحقیق میکنند بسیار مفید است، به خصوص پژوهش آقای فاضلی.
آقای محمد فاضلی چارچوب نظری کار خود را بر اساس پنج نظریهی سرمایهی فرهنگی بوردیو، نظریهی پیترسون، نظریهی سبک زندگی و نظریه پیامدهای مصرف هنر طرح ریزی کرده بودند. پس از بررسی پرسشنامهها در جامعهی آماری، خلاصهای از یافتههای تحلیلی _ تبیینیشان عبارت بودند از:
1_ میزان گوش دادن به موسیقی را بر اساس طبقات یا به عبارتی پایگاه اقتصادی _ اجتماعی افراد نمیتوان تعیین کرد بلکه عامل تعیین کننده سرمایهی فرهنگی شخص و خانوادهی پدریاش است. فضای فرهنگی تعیین کننده ذائقهی موسیقایی و میزان مصرف محصولات فرهنگی _ هنری افراد است.
2_ بر اساس نظریهی پیامد مصرف هنر، هر چقدر عدالت فرهنگی را در جامعه بالا ببریم و هر قدر دسترسی همگان را با حوزه ی هنری و مصرف هنر تقویت کنیم در ایجاد جامعهی متساهل، موفقتر هستیم. رسیدن به جامعهی دموکراتیک صرفاً فرایند سیاسی نیست یعنی باید در حوزه هنر و تقویت سرمایهی فرهنگی موفق باشیم تا بتوانیم به جامعهی متساهلتر و دموکراتیکتر برسیم.
3_ انگیزه ی اصلی هزینه کردن مردم برای حوزهی هنر سرمایهی فرهنگی آدمهاست نه طبقات اجتماعی و پولدارتر بودن آنها.
4_ در مورد اثر موسیقی در ایجاد کردن و بالا بردن هیجانات کاذب مشخص شد، آدمهایی که سرمایهی فرهنگی پایینی دارند از موسیقی برای گذران وقت، ایجاد هیجان یا لذت محض استفاده میکنند و کسانی که سرمایهی فرهنگی بالایی دارند از موسیقی برای رسیدن به حالت روحی و به خاطر آوردن خاطرات گذشته استفاده میکنند.
5_ رسانه اصلیترین کانال آشنایی نسل قبل از انقلاب بود و برای نسل بعد از انقلاب رسانه نقش خود را از دست داده و اصلیترین کانال، کانال غیر رسمی دوستان شده است. رسانه نقش منفعل به خود گرفته و همچنین سیاست ما در عرصه ی موسیقی گاه بسیار منفعل و گاه بسیار سرکوبگر عمل کرده است.
6_ موسیقی بخش عمدهای از زندگی افراد جامعهی ما را تشکیل می دهد و نزدیک به 80 درصد افراد فعالانه موسیقی مصرف می کنند و با توجه به اینکه سرمایه فرهنگی جامعه عنصر تعیینکننده ای است برای رسیدن به جامعه ی دموکراتیک تر و لطیف تر و متساهل تر از یک طرف و بالا بردن عدالت فرهنگی در جامعه، در نتیجه آدمها برای اینکه مصرف کنندهی هنر باشند باید پرورش فرهنگی و سرمایه فرهنگی درونی داشته باشند و خانواده اصلیترین پایگاه انتقال این سرمایه است کما اینکه خانوادهی پدری اصلیترین تعیین کنندهی ذائقهی موسیقایی است.
7_ در فضای بعد از انقلاب و بعد از دو دهه کار در عرصه موسیقی پاپ شواهد نشان میدهد که پاپ ما یک پاپ شکستخورده است، زیرا موسیقی کلاسیک در صدر ژانرهای موسیقی است که اشخاص گوش میدهند و پاپ لوسآنجلسی نسبت به پاپهای ایرانی مصرف کنندهی بیشتری دارد.
یافتههایی که پژوهشکنندگان در زمینههای دیگری از جمله «بررسی تأثیرات روانشناختی انواع موسیقی عامه پسند ایرانی بر اساس پایگاه اجتماعی و اقتصادی با هدف طبقه بندی حالات آنها در دانشگاههای جامع شهر تهران» به دست آورده بودند بسیاری از یافتههای آقای فاضلی را تأیید میکرد. خواندن این تحقیق برای من بسیار لذتبخش بود، اگر به چنین مباحثی علاقهمندید خواندناش را از دست ندهید.
سلام. دكتر شكرخواه به اين جا لينك داده بود. گفتم حتما يه اگنس ديگه است ولي انگار اگنس خودمونه...خوبي شما كه؟
Posted by: نقدعلي on November 11, 2005 10:10 PM
سایت خوبی دارید و مطالب کاربردی می نویسید موفق باشید
Posted by: ali on November 12, 2005 07:32 AM
يک کم به نظرم عجيبه که آقای فاضلی از سرمايهی فرهنگی بورديو اينطوری استفاده کرده. بورديو از اين مفهوم دقيقآ در نقدِ دوگانههايی مثلِ «رسيدن به حالتِ روحانی» و «هيجان کاذب» استفاده کرده تا بگه که همين مفاهيم زادهی تفاوتهای طبقاتی هستند و در نهايت چماقهايیاند در دستِ سرمايهدارانِ فرهنگی برای پاييننگهداشتنِ فرودستان. اصلآ کلِ آموزش و پروش برای بورديو بخشی از سازوکار اعمالِ خشونتِ سمبوليکِ طبقهی حاکم بر طبقهی فرودسته. ولی انگار آقای فاضلی دقيقآ اين مفاهيم را از بورديو گرفته که همان اعمالِ قدرت و خشونتی را بکنه که بورديو به نقد کشيده!
Posted by: عليرضا on November 12, 2005 07:58 AM
این سنگا چه قدر قشنگن.. اولین باره اینجا رو میبینم و نمیشد نگم.. خیلی بزرگه. خیلی قشنگه :) مرسی!
Posted by: مهدی اچ ای on November 12, 2005 11:13 PM