شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« با حضور جسم ات، عشق ام را آتش می زنم | Main | دین ِ شهری »

September 25, 2005 12:28 AM
هم نوایی شبانه ی ارکستر کولرها*

شبهای تابستان به پشت بام که می روی، صدای کولرهای قد علم کرده می ریزد در تنهایی ات. آن وقت می توانی در خنکی صدای کولرها با ستارگان همراه شوی و درس شب بیاموزی.

* عنوان را از کتاب « هم نوایی شبانه ی ارکستر چوب ها »ی رضا قاسمی وام گرفته ام!




نظرها:

تعبیر زیبایی بود .و قطعه زیبای داستان مصطفی مستور رو که آوردی . یه جایی شخصی در مورد مصطفی مستور اینطور نوشته بود که حیفم میاد نگم . . . مصطفی مستور داستان نمی گوید .شعر نمی سراید . روایت عشق می کند . عشق حقیقی . او قوانین فیزیک و ریاضیات را با مباحث فلسفه در هم می پیچد . او می خواهد عشق را با فیزیک ثابت کند . و اگر نتوانست ... خودش را ازطبقه هشتم ساختمان بیست و چند طبقه به پایین می اندازد !


Posted by: محسن on September 25, 2005 05:56 AM


پشت بام را با صدای جیرجیرک ها و خنکای نسیم لای موهایت و ستاره های بالای سر دوست دارم. ولی با پست قبلی ات خیلی موافق ام.دست مریزاد!


Posted by: یه مریم زمینی ولی اهل پرواز on September 25, 2005 01:19 PM


too ingilis aslan cooler vojood nadare, saghfam hame shirvoonian, nemsihe rafte poshte boom.


Posted by: m rasoulov) on September 25, 2005 05:03 PM


من هی می اومدم و مطلب جدید رو نمی دیدم. این صدای کولرا جدا توجه منو هم جلب کرده بودن.فضاسازی خوبی داشت همین دوخط. آدم رو می نداختی رو پشت بوم. اون پست قبلی هم راستش من اون مجموعه مستور رو خیلی وقت پیش خوندم و نمی دونم چرا ولی خیلی بدم می آد ازش. البته اون فیلم کیشلوفسکی رو ندیدم.


Posted by: مهدیه on September 25, 2005 10:23 PM


کولر فقط توی خرداد خاطره آفرینه ، توی شهریور خوشم نمی آد از کولرها .


Posted by: فاطمه on September 25, 2005 11:38 PM


مال من که همنوایی شبانه‌ی کنسرت فن کوئل هاست!!!


Posted by: shaghayegh on September 26, 2005 09:05 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?