شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« زندگی با خاطرات کودکی | Main | با حضور جسم ات، عشق ام را آتش می زنم »

September 15, 2005 11:15 PM
در مسیر اصلاحات _3

غم زندگی رو نخور، اما بهش فکر کن.




نظرها:

You told me that the other day, didn't ya?kewl.


Posted by: moostive on September 16, 2005 01:09 AM


یه مشکلی هست وقتی بش فکر کنی لاجرم غمش رو می خوری!!


Posted by: shaghayegh on September 16, 2005 12:27 PM


ما جماعت غصه خوران ، همیشه یاد می گیریم غصه بخوریم! ولی حالا اینجوریشم امتحان می کنیم ببینیم چی میشه.


Posted by: مهدیه on September 16, 2005 06:52 PM


به زندگی یا به غمهای تمام نشدنی ش؟


Posted by: آزاده on September 16, 2005 10:50 PM


به زندگی یا به غمهای تمام نشدنی ش؟


Posted by: آزاده on September 16, 2005 10:52 PM


غم های زندگی رو! خوبه که بهش فکر کنیم برای کسب تجربه تا با آمادگی در موقعیتهای مشابه دست به عمل بزنیم! یه کم ایده آلیه! اما من امتحان اش کردم و جواب داده :)


Posted by: بهار on September 17, 2005 12:41 AM


چشم!


Posted by: تیگلاط on September 18, 2005 03:57 AM


جدی جواب می ده؟!


Posted by: فاطمه on September 19, 2005 10:12 AM


بابا کدوم غم؟!!!!! شما هم؟


Posted by: your friend on September 20, 2005 09:32 PM


من این روزها خیلی خوبم! این تجربه واسه خیلی قبل بوده یور فرند عزیز! قدم رنجه فرمودین به ما هم سر زدین!


Posted by: بهار on September 20, 2005 09:55 PM


غم زندگی مخور، اما آن را بسنج!


Posted by: Majid Z. on September 21, 2005 07:40 AM


نه بخور نه بهش فک کن!


Posted by: برون کا on September 21, 2005 01:29 PM


بله یور فرند عزیز ! به بقیه هم سر بزنید خوبه !!!
البته جهان بینی ِ بهار مثل ِ منصوره.
منصور، خواننده‌ی محبوب‌مون، آهنگی داره که
"عزیزم غصه‌ی دنیا رو نخور، هر چی میشه بذار بشه، بگو که فردا رو خوشه ..."
تا الی آخر !


Posted by: راوی قصه‌های عامه پسند on September 21, 2005 11:02 PM


بهار جان گمونم خیلی داری بش می فکریا!! یه ذره غصه بخوری به جاش آپ کنی بهتر نیست؟؟؟


Posted by: shaghayegh on September 22, 2005 03:12 PM


فقط این خوردن با اون خوردن مادی تومنی ده شاهی(!) فرق میکنه؛ این غم رو بخوری لاغر میشی اونو بخوری چاق میشی ، اینو نخوری چاق میشی اونو نخوری لاغر میشی! آخیششششش یاد اون نمایش عروسکیه افتادم وقتی بچه بودیم ... یه بابابزرگ داشت هی میگفت این کارو بکن اون کارو نکن اینو بخور اونو نخور. حالا بهار تو کدوم یکیشی؟


Posted by: آزاده on September 24, 2005 09:00 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?