bahar.mohamadi [at] gmail [dot] com


بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« ... | Main | *دوره ی آزمون سخت »

August 23, 2005 08:43 PM
سکوت و مرگ

صبح با صدای قرآن و گریه از خواب پا شدم. جوان همسایه فوت شده بود، صدای شیون خانم ها می آمد و آدم دل اش ریش می شد، بعد هم مامان بزرگ امیرپویان فوت شدند. روز بدی بود!
امیر پویان عزیز! تسلیت میگم.



Peyman Yazdanyan . Strangers






نظرها:

نمیتونستم کامنت بذارم برات. تازه امروز شد. من هم خیلی ناراحت شدم. نمیدونم چرا دیروز خیلی خوب بود و امروز از سر صبح .... روز قمر در عقرب است شاید..


Posted by: مهدیه on August 24, 2005 08:57 AM


فردا به سکوت هم خواهیم گفت:/ساکت!/این جا کسی خوابیده/این جا کسی/با تسبیح ترانه ای گسیخته خوابیده...فردا روز دیگری ست


Posted by: یه مریم زمینی ولی اهل پرواز on August 24, 2005 10:16 AM


na baradaram ziad sohbat nemikone ya injoori begam ke kheili kam az jarianatesh mige. kheili sakht bood ke bepaziram raje'e ghahveh faranse eshtebah kardam, lol.

http://boroonka.blogspot.com/2005/08/blog-post_112514138561873909.html


Posted by: moostive on August 27, 2005 03:52 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?