bahar.mohamadi [at] gmail [dot] com


بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« | Main | سانسور در خانه ی خود »

August 5, 2005 12:28 PM

معلم دیکته می گفت و من خوشحال با اشتیاق زیادی می نوشتم. همه ی کلمات را حفظ بودم و جلوتر از معلم پیش می رفتم. معلم می گفت پس از پایان دیکته دست ها زیر میز. می خواست بچه ها تقلب نکنند. همیشه تند تند می نوشتم و دست ام را زیر میز می بردم. که غرق در رؤیای بیست، در زیر نگاه های تمسخر آمیز بچه ها، با دفتر پاره از کلاس اخراج می شدم.




نظرها:

ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?