يه آگهی تبليغاتی هست که با ديدنش به خنده ميوفتم.
يه خانم، با تحکم و با تکان دادنِ انگشتِ اشاره، داره چيزايی می گه. روبروش همسرش همراهِ غلامشون ايستادن و يه جورايی از تحکمِ زن ناراحتن. می خوان برن سفر با الاغ...که گوينده می گه: طفلی، حسن بک که می خواد بره سفر، زنش می گه از اون ورا...
با توجه به اينکه همهی ما به مرد سالارانه بودنِ ايرانِ قديم اذعان داريم، اين آگهی چيزِ ديگه ای می گه. گويا قصدشون معرفيِ محصول بوده ، بدونِ توجه به پيشينهی تاريخی و اجتماعيِ ايران. به راستی که ،آگهی علی رغمِ قدمتش هنوز در ايران ناشناخته مانده.
fountain hospital valley drinkwell fountain pet fountain table water
Posted by: fountain machine soda on October 17, 2005 03:18 AM