bahar.mohamadi [at] gmail [dot] com


بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« جبر يا اختيار؟ | Main | همين نزديکی ها... »

July 19, 2004 10:09 AM
...

خودمُ به خواب می زنم


تا که به خواب ببينمش!


او را، کسی را که دوستم می‌‌‌‌‌‌‌‌‌داشت.


در نبودش حسِ سمجی از من می‌پرسد: کو! کجاست؟!


نه اين که عزيز نبود، که هست.


نه اين که رفيق بود، که نيست!


برای آن نشانه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ی بين راه که با هم آمديم


آن روزهای جوانی که با او به سر شد.


با او خاطرات اين دل زخمی گره خورده است.


مجتبی معظمی.




نظرها:

ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?