bahar.mohamadi [at] gmail [dot] com


بایگانی


جستجو
آگهی

NOTHING


حقوق

« ... | Main | و خدايی که در اين نزديکی ست... »

July 22, 2004 05:27 PM
همين نزديکی ها...

واردِ خونه ميشه، با حس کنجکاوی به اطرافش نگاه می کنه، چشماش جفت می شه روی کاسه های سفالی آبی رنگ، همونی که دوست داشت. خيلی وقتِ هوس کرده تويِ اين ظرفها آب بخوره.هوا خيلی گرمِ ، انگار از آسمون آتيش می باره، تشنشِ.


آروم آروم قدم بر می داره که لرزشِ دستاش باعثِ ريختن آب نشه، بخور مادر جان؛ لبخند می زنه.


وای خدايِ من! آب تويِ اين کاسه ها آدم رو يادِ صفا و پاکيِ قديمی ها می ندازه.با ولع تمام کاسه رو بر ميداره .نگاهش ميوفته به آبِ زلال، اما يه چيزايی تويِ آب شناورن.يادِ تنگِ ماهی های عيد ميوفته که چند وقتی آبش رو عوض نکرده باشی. از اين تشبيهش ، حالش به هم می خوره.کاسه رو به لبهاش نزديک می کنه و بدونِ اينکه آبی بخوره ، می ذارتش روی زمين.نگاهش گره می خوره به پيرزن، احساس می کنه فکرش رو خونده، سنگينيِ نگاهش رو در اعماقِ وجودش حس می کنه.با خجالت نگاهی به چشمايِ پيرزن می ندازه، چه فروغ و درخششی داره، با آدم حرف می زنه.خميدگيِ پشتش ، انگار بار يه عمر تجربه رو به دوش می کشه.چروکِ دست و صورتش که در شيارهاش کلی غم و غصه نهفته س. دستهای ظريف و لاغری که فقط يه پوست و استخونه، يکی از دستاش به طرز کاملاً آشکاری کجِ، مثل اينکه شکسته و بد جوش خورده. به سختی راه می ره، دردِ پاهاش امانش رو بريده ولی به زبون نمياره.


دلش آتيش می گيره...از خودش بدش مياد...چرا تو نگاه اول فقط اون چيزائی که دوست داشتم ديدم؟...دلِ من چقدر کوچيکِ...يه بارِ ديگه به اطرافش نگاه می کنه...


در تمامِ چروکهايِ دست و صورت، لبخندها، در و ديوارهايِ ترک خورده و کاسه‌ی سفاليِ لب پريده وجودِ عشق رو احساس می کنه.ظرفِ آب رو بر می داره و آبش رو با اشتها سر می کشه.محتويات تويِ‌ آب حتی اگر نشون دهنده‌ی زندگيِ يه ماهی باشه، به او عشق رو نشون می ده.اين آب با زحمت و سختيِ فراوون برايِ فرو نشاندنِ عطشِ يه مهمون تهيه شده. روحش جاری می شود.اين عطش آورترين آبی بود که در تمومِ عمرش خورده بود.


يادمان باشد، همين نزديکی ها...


 




نظرها:

آخی....چه احساساتی


Posted by: تنهايي ماه تنهايي من on July 22, 2004 05:51 PM


سلام من شما رو دورادور ميشناسم. از هنر هاتون زياد شنيدم .خوشحال ميشم با شما هم صحبت بشم. علوم اجتماعی اگه اشتباه نکنم........


Posted by: kamyar komeli on July 23, 2004 12:12 AM


This is my first time here and was wondering how often posts are made?


Posted by: lesbian hentai on October 2, 2005 06:57 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?