اين يادداشت را برای دوست عزيزی که در سکوت افکارِ مادرشان را می شنوند ، می نويسم.
هر دو ساکت بوديم،هر يک منتظر ديگری تا سخن بگويد،اما در ميان دو روح،تنها وسيلهی فهميدن،کلام نيست.هجاهايی که از لب ها و دندان ها می آيند نيستند که دل ها را به هم نزديک می کنند.
چيزی بزرگ تر و خالص تر از آنچه زبان اظهار می کند نيز وجود دارد. سکوت، روح های ما را روشن می کند، در گوش دل هامان نجوا می کند و آنها را با هم مأنوس می سازد. سکوت، از خود جدامان می کند، ما را در سپهر جان گردش می دهد و به ملکوت نزديک تر می سازد. سکوت، اين احساس را در ما بر می انگيزد که کالبد ما چيزی جز زندانِ روحِ ما نيست و دنيا، تبعيدگاهِ جان است. "جبران خليل جبران"