" ايستادن روی پنجه ها ،چرخيدن،موزونيِ حرکاتِ بدن.ضرب گرفتن با پاها ( يا کفش ها) و هم نوايی با موسيقی پخش شده، روی زمين صاف و صيقلی که طنينِ هر ضربه را بلندتر می کند.رويِ صحنه، هم بازيگری و هم نوازنده.نوازندگی با پا! "
بعد از ديدنِ اين تصاوير، آنچه که ذهنم را به خود مشغول کرد، هم جواريِ بازيگری و نوازندگی بود.به گمان خودم بازيگری يعنی بازی کردنِ آنچه که نيستی، آنچه که دوست داری باشی، و يا آنچه که محيط و انسان ها مجبورت می کنند باشی.( مانند آنچه که همهی ما در زندگيِ روزمره بارها و بارها تکرار می کنيم.) اما نوازندگی چه؟
وبلاگ خوبی داری به منم سر بزن
Posted by: reza on August 18, 2004 01:39 AM
نوازندگی یعنی دیدن و بدون فکر نواختن، نوازندگی در زندگی یعنی یک اشتباه بزرگ.
Posted by: سهیل on August 18, 2004 02:41 AM
نوازندگی هم يعنی نواختن آنچه ميخواهی بشنوی اما نمیشنوی... پس مینوازی تا بشنوی
Posted by: آبجی کوچیکه on August 21, 2004 10:40 PM