ناگفته ها...
آن روز را به ياد می آورم که،
فريبت می دهد تقدير يا تدبير؛
می گذری
نه با يقين،
با حيرانی ، با تسليم.
دريغا که ديگر ماندن را چاره ای نيست.
ناگزيريم به رفتن....مسافريم....شرط مسافر بودن رفتنه...
و شايد روزي فرا رسد كه تقدير و تقصير افسوس هاي بسياري را در ذهنمان تداعي كند.
Posted by: شهاب on August 30, 2004 01:59 PM
سلام من ايميل خودم رو نوشته بودم
باعث افتخار ماست که در شب شعر ما شرکت کنيد. يک طرح کتاب هم هست که نميدونم مايل به همکاری هستيد يا نه
Posted by: kamyar on August 30, 2004 03:47 PM
AUTHOR: سهیل
EMAIL: soheil_b_gh63@yahoo.com
IP: 0.0.0.0
URL: http://www.
Posted by: سهیل on July 6, 2005 08:28 AM