ناگفته ها...
سلام ای دوستِ سهتار بر دست! :) واژگان و جملههايت، زيبا بودند و، البته آشنا. راستی را، نمیدانم چرا تا امروز بلاگت را نخوانده بودم...
Posted by: ابوالفضل on September 12, 2004 03:53 AM
يادم رفت بگويم؛ برای یکی از يادداشتهايم که گفته بودی پيامت نرسيده، برعکس، از تو دو کامنت دارم! هر کدام را خواستی انتخاب کن تا پاک کنم. چشمدرراهم.
Posted by: ابوالفضل on September 12, 2004 03:56 AM
باشد تا رستاخيز کنی از منتهای قلبش :)
Posted by: شقایق on September 13, 2004 02:18 AM