شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« تبعيد | Main | جامه ی زرهی آمازون را از تن بر کنيم. »

September 27, 2004 10:51 AM
گذشته ای گنگ و


گذشته ای گنگ و مبهم، و تمام خوابهای شبانه،کابوسهای گذشته.زمانی از خواب،برای فرار از واقعیت استفاده می کردم و حالا از خواب هم باید گریخت.تا کجا این بازی ادامه دارد و چقدر از توانم را می گیرد،نمی دانم!


راستی،کسی زمان دقیق مهاجرت پرنده های وحشی را می داند؟




نظرها:

حميد مصدق می‌گويد : « خواب ، رويای فراموشی‌هاست ... خواب را دريابم ... که در آن دولت خاموشی‌هاست ... »
شرمنده‌ات ، زمان مهاجرت پرنده‌های وحشی را نمی‌دانم . اما پرس‌و جو می‌کنم برای دلت ...


Posted by: fatemeh on September 27, 2004 11:03 AM


از خواب به دامن بيداری پناه بياور. خواب و بيداری که زوال‌ناپذيرند!


Posted by: آزاده on September 27, 2004 11:18 AM


از هياهوی روز به سکوت شب .. واز شب چه ؟ به ميانه ی تلخی يک کابوس ... گريزی نيست ...


Posted by: mahdieh on September 28, 2004 11:43 AM


موزيک فوق العاده است هر چه که شهرام می گويد .. همان ...


Posted by: mahdieh on September 28, 2004 11:44 AM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?