شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« هر دم با تو | Main | ترنم مه آلود عشق »

October 4, 2004 09:28 PM
چه حسِ بدیِ وقتی نسبت

چه حسِ بدیِ وقتی نسبت به یک نفر هیچ احساسی نداشته باشی،اون وقت طرف فکر کنه که خیلی خوشت میاد ازش.هر وقت می بینتت به دوستانش هی نشونت بده،سنگینی نگاه ها روی سرت آوار بشه.بدتر وقتی که،هر جا میری می بینی اونم همون جاست.بدترش، اینه که واست قیافه هم بگیرن!چه اعتماد به نفسی که ندارن!




نظرها:

حقته!اين همه تو واسه ديگران کلاس می ذاری،عوض داره گله نداره!


Posted by: مهدی on October 4, 2004 11:07 PM


سلام بهار جان/کامنت اول خیلی کم لطفی کرده/ابهت ما دخترها همیشه پسرها رو می گیره دیگه چه کار می شه کرد.ولی خیلی بد شانسیه که آدم از کسی بدش بیاد و هی ببینتش.مار از پونه بدش میاد در خونش سبز می شه.


Posted by: سارا on October 5, 2004 12:53 AM


آره می دونم چی می گی!ولی سعی کن يه جور ديگه نگاه کنی بش!من اين کارو کردم جواب داد


Posted by: شقایق on October 5, 2004 01:34 AM


خيلی خنديدم . من و سارا از اين تجربه‌ها زياد داريم ...!!!


Posted by: fatemeh on October 5, 2004 09:09 AM


سلام صمیمانه ی من را بپذیر.خدا بزرگ دوست من* (شهر خاموش شده ی قلبم بار دگر نور افشان باش * در این دوران تنهایی نخور غصه. تو با من باش *)
زيبا و با معنی می نویسی چون از اعماق وجود می نويسی* .... چه سر بزنی ...چه سر نزنی . چون قشنگ مي نويسی ميام می خونم.*


Posted by: ehsan on October 5, 2004 12:15 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?