بی تو ماندن...
با الهام از شعرش و یادش
بی تو ماندن شرح داغ انتظار
من تهی از زندگی و بی قرار
می نشینم منتظر در هر بهار
بی تو اما سردیِ ساز و سه تار
سرخوشی و دل خوشی ها سایه وار
در نبودت نقش غم ها ماندگار
در نبودش مردم هم سايه وارند!
Posted by: مهدی on October 10, 2004 11:18 PM
Posted by: شهاب on October 11, 2004 03:18 AM
موزون بود. شنيدهام برای با تو ماندن هم شعری داشته
Posted by: آزاده on October 11, 2004 09:02 AM
پس در هر بهار منتظرش میمانی . ارديبهشت جان میدهد برای انتظار ...
Posted by: fatemeh on October 11, 2004 08:32 PM
بهار جان ، من الان کامنتی را خواندم که چند روز پيش برايم گذاشتهبودی . همان ماجرای تحريريه و ... آخه دختر گل ، کی میگه من از کامنتت ناراحت شدم ؟! ناراحت که نشدم هيچ ، کلی هم خنديدم . در ضمن ، کامنتت رو هم پاک نمیکنم . تحريريه هم تو رو دوست داره ! اون کامنت رو پریسا برای من گذاشته بود و من فکر میکردم در جواب کامنتی هست که براش گذاشتهام . از دستم ناراحت شده و داره دلگرفتگیهاش رو میگه !! میبينی سوتفاهم رو ؟! حالا بخند خانوم خانوما ! ديگه ناراحت نيستی که ؟!
Posted by: fatemeh on October 11, 2004 09:17 PM
ببخشيد که تو پيغام قبلی پنج بار گفتم « کامنت » !! تکرار شد زياد . تو به جای بعضیهاش بخون « پيغام » . خب ...؟! ياد اين جمله نيفتادی « يه دوست دارم که دوست داره با دوست تو دوست بشه . تو دوست داری با دوست من که دوست داره با دوست تو دوست بشه ، دوست بشی ... ؟!!
Posted by: fatemeh on October 11, 2004 09:23 PM
AUTHOR: سهیل
EMAIL: soheil_b_gh159@hotmail.com
IP: 0.0.0.0
URL: http://www.
Posted by: سهیل on July 6, 2005 08:28 AM