شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« معرکه ی تراژدی | Main | سفر... »

October 19, 2004 07:12 PM
دیروز،به علت نبودن پل هوایی

دیروز،به علت نبودن پل هوایی مجبور شدم از بلوار وسط خیابان رد شوم.خطرش را به جان خریدم،اما،تا ساق پایم در گل فرو رفتم.نمی دانم،آنجا چمن بود یا باتلاق!گویا،شهرداری برای آدم هایی چون من تله کار گذاشته است،آن هم چه تله ای.در هر صورت به طرفداران محیط زیست اعلام می کنم که برای از بین رفتن باتلاق های ایران زیاد نگرانی به خرج ندهند،در تهران به وفور، آن هم از نوع گاو خونی اش یافت می شود.خلاصه اینکه،بعد از این اتفاق، تازه معنی آن ضرب المثل(مثل...ی که در گل گیر می کند)را فهمیدم.اما به سرعت اعتماد به نفسم را به دست آوردم و با خوش تیپی تمام به خانه برگشتم:)




نظرها:

اسم وبلاگت رو كه ديدم ياد كتاب ”جاودانگي“ افتادم. منظور خودت هم همين بود؟


Posted by: مازيار on October 19, 2004 08:13 PM


سلام!!!


Posted by: محکوم به زندگی on October 19, 2004 08:22 PM


فکرشو بکن!چقدر ديدن داشتی ها!


Posted by: مهدی on October 20, 2004 02:11 AM


ممم! موافقم... اين جور موقع فقط اعتماد به نفسه که به درد می خوره...


Posted by: آیدین on October 20, 2004 04:40 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?