سفر...
ساحت چشمانش را نگر!
چه مشتاقانه
دعوتت می کند برای سیر درون،
و چه ملتهبانه
می خواندت برای حضور.
و چه بی تابانه می خواهدت...
Posted by: مهدی on October 20, 2004 06:28 PM
سلام خانومی.کجايی؟از دست اين چشمها. رمان«چشمهايش»بزرگ علوی رو خوندی...وقت کردی سر بزن من و فاطمه منتظريم...
Posted by: سارا on October 21, 2004 08:49 PM
AUTHOR: سهيل
EMAIL: soheil_b_gh63@yahoo.com
IP: 0.0.0.0
URL: http://www.
Posted by: سهيل on July 6, 2005 08:28 AM