شعر


مجموعه شعر، انتشارات بوتیمار، 1391



بایگانی


جست‌وجو

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by: Movable Type 3.2




« تغييرات ناگهانی | Main | رفتن »

October 30, 2004 01:13 AM
باور کنم؟


در رکود ماندنم


عاشقانه خواندنم


بی تو سرد و ناخوشم


با کلامی اینچنین سوزاندنم


در فراق و دوریت،خوبم!


دیگر تهی از وجود خویشتنم


 


"مرگ رویاها"یش و "خداحافظ"ش درونت را می لرزاند.دیگر باید باور کنی که انسانِ خداییِ زمینی ای وجود ندارد.باز هم تحمل؟ اما؛اما،خدا هست.




نظرها:

بهار!چيزی شده؟ يا اينکه فقط شعره؟


Posted by: مهدی on October 30, 2004 02:55 AM


آخ // بوديم و کسي پاس نمي داشت که هستيم " باشد که نباشيم و بدانند که بوديم ... // شاد باشی و عاشق -


Posted by: من و بنیامین on October 30, 2004 04:02 AM


شعر؟! چه ربطی داره مهدی جان!خب شعر ديگه:)


Posted by: بهار on October 30, 2004 11:35 AM


نوشته های اخیر شما من رو یاد فروغ انداخت
درد تاریکیست درد خواستن
رفتن و بیهوده خود را کاستن
سر نهادن بر سیه دل سینه ها
سینه آلودن به چرک کینه ها
در نوازش،نیش ماران یافتن
زهر در لبخند یاران یافتن
زر نهادن در کف طرّارها
گمشدن در پهنه بازارها


Posted by: A on October 31, 2004 03:27 AM


باش!و بی او نيز شاد باش..اين است رمز ماندگاری او در تو..اگر ماندگارش می خواهی


Posted by: شقایق on October 31, 2004 06:53 PM


ارسال نظر:

Name:


Email:


Website:


Comment:



Remember info?