دست اندرکاران امر تبلیغ سعی می کنند برای کالاها از کلمات و جملاتی استفاده کنند که نشان دهنده ی صفات و ویژگیهای آن نوع کالا باشد.مثلاً برای مواد شوینده:به سفیدی برف...یا نوشیدنی ها:خوش طعم و گوارا...
یه بطری نوشابه دیدم که روش نوشته شده بود:"چه گوارا!" با خواندنش وجود نوشابه را فراموش کردم و یاد انقلابی معروف چه گوارا افتادم،حتی به مارک نوشابه هم توجه نکردم.با این گونه تبلیغ ها،کالا در ذهن استمرار نمی یابد و رابطه ی میان دال و مدلول از بین می رود.در اینجا تبلیغ،کالا را تخریب کرده و اسطوره سازی می کند.
تو میتونی يه جور ديگه هم به موضوع نگاه کنی ، که هروقت اسم چهگوارا رو شنيدی ، ياد اون نوشابه بیفتی . اينجوری اون کالا ديگه نمیميره . البته من اصلا اين شيوه تبليغی رو قبول ندارم . توی آلمان شعار يه شرکت مبلسازی ميدونی چيه ؟ اينه : « زندگی سخته ، اما می شه راحتش کرد . » ديدی چقدر ساده بود و تاثيرگذار ؟!
Posted by: فاطمه on December 3, 2004 11:40 AM
خب سرمايهداری ضد خودش را هم در خودش جذب میکند و استفاده. نمیدانم منظورت چيست. اصولاً تبليغ اسطورهپردازی میکنه خب و به کالا جنبهی بتواره میده...
Posted by: م ج ت ب ا on December 3, 2004 02:52 PM
درسته!این گونه تبليغ ها برای اسطوره سازی و بت کردن کالاست...ولی در اين نوع تبليغ،کالا حذف شده و به اسطوره ی تاريخی می پردازد...کالا به حاشيه می رود.
Posted by: بهار on December 5, 2004 01:25 AM
اما بهار جان شايد هم به نوعی تداعی معانی ( يا لغات) باعث پايداری و موندگاری اون کالا در ذهن بشه. گرچه من هم رو اين نامگذاریهای گاهی افراطی و بیفکر حرف دارم.البته اين مربوط به تبليغات هم صرفاْ نيست و کلاْ شامل نامگذاریها هم میشه مثلاْ ببين چه سادهلوحانه و بيفکر اسم مغازهای را میگذارن : جگری صاحبالزمان! يا گوشت مهدی!!!! آدم سرافکنده میشه
Posted by: آزاده on December 7, 2004 06:33 PM
راستی شما بين اين مسئولان پرشين بلاگ آشنا داريد؟ آخه من تازه امروز تونستم شکل و قيافه ی قسمت مديريت کاربر رو ببينم اما شما جمعه آپديت کردين :)
Posted by: آزاده on December 7, 2004 07:11 PM