بيچاره ندانست که يارش سفری بود.
سفری بود ... دلم از همين سفرها میگيرد ... وای بهار ، نمیدانی چقدر دلم گرفته است ...
Posted by: فاطمه on December 17, 2004 04:53 PM
دقيقا برام اتفاق افتاده! همين فال رو ميگم!
Posted by: مهديه on December 19, 2004 09:32 PM
بهار جان از انديشه های زيبايت حض کردم. طنز لطيفی بکار می بری. شاد زی. بروزم
Posted by: بيژن باران on December 20, 2004 08:12 AM
يک وقت هم میبينی منظور خودش باشد که ياریست سفری! کنايههای اين اشعار گاهی آدم را به خودش غره میکند بعد يک وقت سرت را بلند میکنی میبينی ياد دارد همين بيت شعر را زمزمه میکند
Posted by: آزاده on December 20, 2004 10:25 AM
چه اهنگ قشنگی روی وبلاگت هست!...صدای عود نه؟
Posted by: arvin on December 20, 2004 06:21 PM
بهار جان،شب يلداست ياد ما هم باش.
Posted by: سارا on December 20, 2004 10:57 PM
بعضی اوقات جاده اونقدر ناهموار مي شه که آدمارو از هم دور می کنه و هرکس به ناچار تو راه خودش قرار می کيره نه اون راهی رو که دوست داره.
Posted by: شهاب on December 23, 2004 12:26 AM
AUTHOR: سهيل
EMAIL: soheil_b_gh63@yahoo.com
IP: 0.0.0.0
URL: http://www.
Posted by: سهيل on July 6, 2005 08:28 AM