از طنین قدمهایش هم می ترسد، دلش می خواهد آرام قدم بردارد اما باید زودتر از این دشت پرهراس خلاص شود.با دیدن هر سایه ای انگار چیزی جلوی نفس کشیدنش را می گیرد و قلبش تند تند می زند.در آن تاریکی کورسوی امیدی هم نیست.
باز سایه؛ نزدیک تر که می آید خوشحال می شود، به قیافه و محاسن اش نمی خورد سايه ی بدی باشد.می خواهد آدرس خیابان اصلی را بپرسد، دلش را می زند به دریا.دهانش را که باز می کند کوره ی چشمان سايه را می بیند، آتش می گیرد و سايه آهسته می گوید:" جیگرتُ "
سلام.موفق باشی. خوشحال می شم که به وبلاگ من هم سر بزنيد .منتظرم
Posted by: شب های سفيد on February 18, 2005 01:26 AM
سلام...مهمون يا دوست جديد نميخواين؟کاس ما هم از اين سايه ها داشتيم...راستی اگه آهنگی هم گذاشتی اجرا نشد...به کلبه من هم سر بزن...گودلاک
Posted by: omid on February 18, 2005 01:49 AM
آره ، همين سايههای لعنتی که قدم به قدم با آدم میآيند ... توی خواب هم دست از سر آدم بر نمیدارند . باور میکنی بهار که اينها کابوس هم میشوند و توی خوابم هم میآيند ...؟! انگار ديدنشان برايمان عادی شده . اگر يک روز يکی از اين سايهها توی خيابان نيايد سراغم و زرزری نکند ، تعجب میکنم !! سايه فراوان است و امنيت ؟! خيال خامی است .
Posted by: فاطمه on February 18, 2005 02:19 AM
چشمم درد گرفت چیکار کردی با این قالب؟
Posted by: مانا on February 18, 2005 07:40 PM
تعجبی نداره بهار!فقط يک دختر يک زن میفهمه تو چی گفتی یک نگاهی به کامنت این امید بنداز! چه بسا اين مردهای به ظاهر روشنفکر که در باب فمنيسم و غيره(چقدر تهوعآور) داد سخن ميدن زمانی که با منشی دفتر يا چه میدونم هر دختری تنها میشن تبديل به همون سايهی شوم و هراسناک لعنتی بشن. بارها و بارها زمان عبور از زيرگذرها از حضور ناگهانی چنين سايهای ترسيدم و لرزيدم. کسی به فکر ما نيست اين خود مائيم که بايد دفاع از خودمون رو ياد بگيريم. کسی به فکر ما هست؟ اگر هست چرا به فکر چراغ و نور زيرگذرها نيستند؟ و خيابونهای فرعی. نگرانیهای پدر و مادرم رو از وقتی ترس از اين سايهها به جانم افتاد خوب فهميدم
Posted by: آزاده on February 19, 2005 08:34 AM
سلام وبلاگ خوب و جالبی داری به ما هم سر بزن
Posted by: کاظم on February 19, 2005 12:09 PM
راست می گی آزاده جان! از اين حرف اميد (؟) خوشم نيومد کاش داشتن از اين سايه ها تا می فهميدن ما چه می گویيم!
Posted by: بهار on February 19, 2005 07:45 PM