_ آقایان، لطفاً وقتی در تاکسی می نشینید، چرت نزنید. فیلم بازی نکنید که خوابید.اگر هم خسته اید و خوابتان می آید، مدام خودتان را روی خانمهای بغل دستی ولو نکنید... ناسلامتی شما مرد هستید!
صحنه ها هر روز جلوی چشمانم رژه ی زجر آور می روند! امروز هم آنقدر زجر کشیده ام که نمی توانم در موردش حرفی بزنم،تنها، یک مثال آوردم تا خودتان حدس بزنید از چه حرف می زنم. تازه، این خوبترین نمونه اش بود. دوستی می گفت تو ضد مرد هستی و بارها و بارها این جمله را بر سرم می کوباند، اما من نه ضد مرد هستم و نه می خواهم از خانمها حمایت کنم. خوب می دانم گاهی خود خانمها مقصر اند؛ اما کسی که می خواهد بدون غرض به راهش ادامه دهد هم با سد مواجه می شود، با سد سایه ها. گاهی آنقدر سایه ها با منطق ام بازی می کنند که بگویم از هر چه مرد، بدم می آید _ و چه خوش باورانه نام خود را مرد گذاشته اند _ هنوز هم استثناء هایی هستند و گرنه چیز دیگری می گفتم!
ديگه اين يه کارم نکنن که ديگه مرد نيستن :))
Posted by: هیولا on February 21, 2005 10:21 PM
د ، اگه اين مرديه ، پس مردهشور مردا رو ببرن ، قابل توجه هيولا! بهار همينو میخواستی بگی موند تو گلوت ؟! خب من میگم ، در ضمن ، من هم ضد مرد نيستم . اما خب ... به قول تو استثنا هم هست .
Posted by: فاطمه on February 22, 2005 10:36 AM
عزيزم ديگه اين صحنه براي همه دخترا عادي شده! من اگه يه روز اينو نبينم تعجب ميكنم! آدمهاي عقده اي و محدود!
Posted by: مانا on February 22, 2005 04:40 PM
بهار جان شرايط اجتماعی نوع تربيت و محدوديتها حتا محدوديتهای اقتصادی همه دست به دست هم میدن که يه عدهای افکار و عقدههای روانیشون رو اينجوری بروز بدن من فکر میکنم توی خانوادههای ايرانی يه ظلم بزرگ که به بچهها میشه رو راست نبودن والدين با پدر و مادره مخصوصاْ در اين نوع مسائل سوالها و ابهامها و عقدهها و غيره همه مردانی میسازند هميشه تشنه و مريض مردانی که از مرد بودن ظاهرش رو يدک میکشن و نه يک جو معرفت ! ضمناْممنون که اين مساله رو عموميت ندادی. ببين اين قيد {اغلب} يادت نره کلي راهگشاست وقتی آدم يک رفتار مسری و شايع رو میبينه و میبينه که تقريباْ همه همينطورن ؛)
Posted by: آزاده on February 22, 2005 09:28 PM