bahar@bahar-m.com
 


پيوندها

 

بایگانی

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by Movable Type 2.63

 

  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

« گوزنها و نشانِ استبداد | Main | دار ، تقدیر مستعار »

March 11, 2005 01:40 AM
زندانِ فرسایش

و اینک


روح من


          ـ دستخوش ِ جهالتی دوار ـ


در دادگاه ِ تکدّی گرانِ منفور،


به رب النوعی اغواگر


محکوم شد.




نظرها:

يک مقدار زيادی استعاری بود. کلمه‌ی مبهمی نداشت اما ترکيب‌ها... فقط بگم که هيچ روحی ذاتاْ جاهل نيست مگر اينکه به جهالت خودخواسته‌ای کشانده بشه


Posted by: آزاده on March 11, 2005 09:08 AM


آزاده راست می‌گه دختر!


Posted by: فاطمه on March 11, 2005 10:44 AM


جهشی بلند در اشعار بهار که دارد فصلش فرا می رسد و شعر هاش بهاری می شود.


Posted by: reza on March 11, 2005 11:13 AM


wow


Posted by: mad on March 11, 2005 10:44 PM


واقعاً متأسفم. چیزی هم برای گفتن ندارم که خودت بهتر از من واقفی! اما فراموش نکن که « در زخم نیز فضیلتی شفابخش نهفته است. » برای عیدی ات و خوشحالی ات هم همان دو شعر را تقدیم ات می کنم،البته به شرط دیدن ات.


Posted by: حبیب محمدی on March 11, 2005 10:58 PM


دلم نمي اومد برات كامنت بذارم چون آهنگ قطع ميشه!


Posted by: مانا on March 12, 2005 11:00 AM


تبرک کن مرا به زخمی تازه/تا مرگ را/از تو آغاز کنم...اين چند بيت عوض کامنت ازم قبول کن بهار!داغ داغ است.همين حالا برای تو گفتم...


Posted by: یه مریم زمینی ولی اهل پرواز on March 12, 2005 07:03 PM


خيلی عالی بود. بهترين چيزی که ازت خواندم شايد. در ضمن، اين آهنگی که گذاشته‌ای به گريه‌ام انداخت...


Posted by: م ج ت ب ا on March 12, 2005 09:09 PM


در مورد آهنگ بايد بگم سليقه ات عاليه. من اين روزها خوراکم گل صدبرگ شده . اين غم عشق رو چند روز بود گوش نکرده بودم رفتم سراغش! در مورد نوشته های اخيرت بايد بگم خيلی عاليه پيشرفتت. يه جور استحاله که از درون سرچشمه ميگيرد. ولی کاش يه کم اضافات رو کم ميکردی. شاد باشی دختر.


Posted by: مهدیه on March 13, 2005 10:25 AM


قوی بود


Posted by: حامد on March 13, 2005 10:41 AM


به وبلاگتان می آيد ... موفق باشيد.


Posted by: شاهد on March 13, 2005 10:56 AM


اما نه چنين زار....


Posted by: reza on March 13, 2005 09:22 PM


اين روزا هی به اين نتيجه می‌رسم که چقدر من و تو توی بعضی‌ چيزا اشتراک داريم . حتی همين صدای ناظری عزيز ...


Posted by: فاطمه on March 13, 2005 09:48 PM


زيبا بود.


Posted by: monaliza on March 14, 2005 09:32 AM


سلام دوست عزيز. اگه هنوز مقاومت شکننده رو گير نيووردی و کتاب مذاکره رو ميتونم بدم که بخونی.


Posted by: ... on March 14, 2005 09:09 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?