کاش حتی قطره اشکی بود برایم
وقتی در آن نیمروز به غایت تاریک
دلبستگیهایم را کشتم
و خود را
از وسعتِ بی دریغ ِ چشمانش محروم کردم
هنوز هم
دریایِ یاغی ِ یادش
بر صخره های دلم طعنه می زند
هنوز هم؟
.
.
.
کاش حتی قطره اشکی بود برایم
آذر 83
آرزوی داشتن قطرهای اشک يعنی هنوز اشکی هست و تمنايی و اعماق قلب کسی که زمزمه میکند: میشود دوباره رودی از اشک٬ باغ گونه را آبياری کند
Posted by: آزاده on March 16, 2005 10:48 PM
Posted by: فاطمه on March 16, 2005 11:36 PM
اما من خوشحالم که قطره اشکی برايم نمانده ... هيچهيچ ...
Posted by: فاطمه on March 16, 2005 11:37 PM
دریایِ یاغی ِ یادش /بر صخره های دلم..........نمی کوبد طعنه می زند ..........جمله ای که خواننده را غافلگیر میکند...
Posted by: reza on March 17, 2005 04:43 PM
جالب بود کاش فقط شعر مشيری را نمیاورديد ....
Posted by: reza on March 17, 2005 04:45 PM
چند وقتی ميشه نوشتمش...از اول هم نوشتم« می کوبد » اما می خواستم بذارم ديدم دلم ميگه طعنه ميزند بهتره!
Posted by: بهار on March 17, 2005 08:44 PM
بهار جان....بهار جان....غيبت های من زياد شده....بايد ببخشی....ديگه .... البته فاطمه برام تعریف کرده....سال نو مبارک.
Posted by: سارا on March 17, 2005 10:31 PM