|
« راز هجرتِ انسانیت |
Main
| آموزش در کنار معتادان »
مردِ فمینیست دو مشکل دارد؛
مردِ فمینیست دو مشکل دارد؛ یکی اینکه مرد است و دیگر اینکه فمینیست.
نظرها:
مرد بودن و زن بودن مشکل نيست!آدم نبودن مشکله٬ مشکل اينجاست که اغلب خانومها فکر میکنن مردها آدم نيستن و درست در همون لحظه مرد هم همچين فکری رو میکنه. حالا يه مردي که میخواد زن رو آدم حساب کنه بهش میگن فمينيست که اين میشه آغاز مشکل آدم نبودن.. بذار خودم يه بار ديگه بخونم ببينم آخر مشکل رو کشف کردم يا نه!تو هم فهميدی منو خبرم کن :)
Posted by: آزاده on April 19, 2005 09:12 PM
البته اگر ايرانی جماعت باشد اساسا مشکل دارد!! احتمالا باید یه دسته بندی دیگه هم صورت می گرفت. (:
Posted by: مهدیه on April 19, 2005 09:55 PM
تناقض بامزه ای است چون مرد فمينیست قرار است مردانگی اش را فدای زنانگی کند تا از سوی زن در موضع برابر به رسمیت شناخته شود اما باز هم در برابر زنانگی مات می شود. مرد فمینیست دوبرابر ابله است: فریب مضاعف زن را خورده است!
Posted by: مرد نافمینیست (یا همان نامرد فمینیست!) on April 19, 2005 10:02 PM
چه اعتراف پنهانی در کامنت مرد نافمینیست هست! نوشته اند: مردهای فمینیست دوبرابر ابله هستند. یعنی مردهای عادی ابله هستند و مردهای فمینیست دو برابر ابله اند؟!
Posted by: بهار on April 19, 2005 11:57 PM
فرقی هست بين بلاهت و حماقت. مردها گاهی احمق اند و گاهی ابله -- البته در منطق زنانه. همان طور که در منطق مردانه زن ها همه به نوعی مجنون اند. رگه هايی از جنون و بی منطقی همیشه در هر زنی هست که منطق مردانه آن را بر نمی تابد. شايد همان که نيچه می گويد: مرد و زن محکوم به سوءتفاهمی ابدی اند.
Posted by: مرد نافمینیست (یا همان نامرد فمینیست!) on April 20, 2005 12:19 AM
وای ، سرم گيج رفت!! مرد نافمينيست يا همون نامرد فمينيست چقدر قلمش آشنا بود!
Posted by: فاطمه on April 20, 2005 12:28 AM
اينا همه حاشيه اس...اشتراك اصلي مهمه كه انسانيته؛ همونطور كه آزاده خانوم مثل هميشه اصل رو ميگن نه فرعيات رو، چيزاي قشنگو ميبينن كه هنوز وجود داره. كساني كه به دنبال مردگرايي يا زن گرايي هستند از اصلي زيبا دور و محروم ميمونند.در این نوع بحث ها اغلب بوی عقده ای بزرگ می آيد که حتما در ذهن گوینده منشا ای دارد ...!!!
Posted by: شهاب on April 20, 2005 01:13 AM
سرگيجه: همان احساسي که مرد در برابر زن دارد! (مالیخولیا). آشنايی: همان احساسی که زن در برابر مرد دارد! (ملال).
Posted by: مرد نافمینیست (یا همان نامرد فمینیست!) on April 20, 2005 01:15 AM
مثل اینکه مرد نافمینیست دچار سرگیجه شده البته همان احساسی که در برخورد با خودش داره نه برخورد با یک زن.
Posted by: الناز on April 20, 2005 06:46 PM
الناز، دليل ديگری برای اين که زنانگی يک ماهيت ثابت نيست، زنانگی هم مثل مردانگي نمودهايی دارد، هم در زن و هم در مرد. زن و آرامش؟ زنی که بخواهد برای مردی در آرامش خلاصه شود سترون می شود: پيشاپيش از زنانگی تهی شده -- حال آن که حتی مادر هم آرامشی زنانه است.
Posted by: مرد نافمینیست on April 20, 2005 08:06 PM
خوبه... راستی، میشه فمينيستبودن رو بلاهت فرض کرد و فمينيسم ِ مردانه رو بلاهتِ مضاعف! گرچه در هر دو حالت -چه اونی که من گفتم و چه اونی که خودِ خانم ِ بهار گفتهن- مردانگی و فمينيسم، هر دو از بلاهتان؛ و مجموعشون، بلاهتِ مضاعف! :)
Posted by: ابوالفضل on April 20, 2005 10:19 PM
البته من فقط داشتم از وسط اين جار و جنجال رد ميشدم ولي ديدم جايي كسي از اين عبارت "مرد فمینیست دوبرابر ابله است" برداشت كرده بود كه مردهاي عادي ابله هستند، و مردهاي فمنيست دو برابر ابله.
كامنتهاي بالاتر را دنبال كردم تا جواب مرد نافمنيست را بخوانم، اثري از جواب نبود،
ناچار شدم شروع كنم اين قمار را كه :
احتمالا فمنيستهاي عادي ابله هستند و مردهاي فمنيست دو برابر ابله.
Posted by: رهگذر - غريبه - مشكوك on April 21, 2005 03:41 AM
چون مبحث قمار شده مجبورم شروع کنم ٬
اولاْ که به نظر من اعتقاد به برتر بودن زنان بلاشک در صورتی که کليه مسئوليتها رو از دوش بنده در جهت مرد بودنم خالی کنه ٬ و يا به بيان ديگه همه خانومهای محترم تعهد بدن که به علت برتر بودنشون بهتر از من ميتونن کارهای من رو انجام بدن ٬ در اين صورت واجب کفایی است. يعنی کفايت ميکند تا زمانی که تمامی زنان همه کارهای بنده رو انجام بدن و من هيچ کاری ديگه انجام ندم.(اين حکم به استقرا اثبات ميشود)
Posted by: کیوان on April 21, 2005 01:45 PM
در ثانی : ابله بودن یک فاکتور کیفی است و اصولاً ابله بودن یک نفر نسبت به یک نفر دیگه معنی داره. نه اینکه بگیم فلانی ابله است. بنابراین اصولاً این کلام از نظر معنایی غلط می باشد.
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:20 PM
در ثالث :
اما در مورد اینکه فمینیست بودن آیا اصولاً با ابله بودن تناسبی دارد یا نه ، خوب مسلم است که دارد.یعنی نه تنها دارد بلکه بیشتر
اما اینکه این رابطه خطی است ، نمایی است ، معکوس است ، هیپربولیک است یا بولیک است! به نظر بنده سینوسی است یعنی بسته بعه اینکه در کدوم وبلاگ و برای کی بنویسی فرق میکنه .
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:21 PM
در رابع :
بنده معتقدم که زنها اصولاً یا از این ور دیوار می افتن یا از اون ور(البته فرض وجود استثنا جایز است). جالت تر اینه که وقتی هم می افتن نمی دونم چرا یقه ملت رو هم میگیرن همه با هم بیافتن.
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:23 PM
در خامس :
یه جایی همچین قانونی رو دیدم :
ماده 1117 قانون مدنی:
« شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی که منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد، منع کند.»
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:24 PM
در سادس :
تفسیر قانون از نگاه فمینیست :
شوهر می تواند .... منع کند و بعد از این حرکت شب را در پارک سر کند.
از نگاه مینیست : (همون ضد فمینیست) :
شوهر می تواند ... منع کند و برای تنبیه به جای 4 زن ، 5 زن بگیرد.
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:25 PM
در ثامن :
به نظرم کلمه فمینیست خودش به علت اون "نیست"ِ آخرش یه جوری خودش رو نقض میکنه!!!
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:27 PM
در سابع :
آقا این لاریجانی تو یه سریالی یه آقای فمینیست یا به زبون عامیانه طرفدار حقوق زنان یا به زبون لطیفانه زی زی رو نشون میداد که همبستگی شدیدی بین اون آقا و پیشبند آشپزخونه و طبخ ناهار وجود داشت و آخرش هم خانوم اون آقاهه چون حامله نمیشد برای شوهرش یه زن گرفت که بچه دار بشه و من نتیجه گرفتم که فمینیست بودن بسته به اینکه همسرت بچه دار بشه یا نه ممکن دو معنی متفاوت بده.
نتیجه اخلاقی : آقایانی که همسرانشون بچه دار نمیشن ، میتونن از انواع پیشبند آشپزخانه به منظور کسب بچه استفاده نمایند.
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:27 PM
در تاسع :
کف کردم از بس زر زدم.
Posted by: کیوان on April 21, 2005 05:28 PM
در عاشر :
چون ممکنه که برای برخی دوستان اين امر مشتبه بشه که بنده نوعی عقده فروخورده يا شايدم نوعی عقده بيرون خورده يا هر جور عقده ديگه ای دارم ٬ بايد اعلام کنم که دليل وجود اين کامنتها يک گونه ماليخوليای نادر از نوع حال دوست گيرانه يا جيب دوست خالی کنانه يا يه چيزی تو همين مايه هاست و البته با توجه به مدت زمانی که وقت گذاشتم اينها رو نوشتم ٬ دارم به اين نتيجه ميرسم که حتماْ عقده "خود زمان زياد بينی" دارم.
Posted by: K1 on April 21, 2005 06:24 PM
من خواهش دارم به جاي واژه متحجر شوهر كه آدم را ياد هزاران ظلم روا داشته در حق عناصر اناث مياندازد، از كلمه همسر استفاده كنيم كه به نسبت خيلي گل و بلبلتر است و همچين روح آدم را تر و تازه ميكند و مهمتر از همه مملو از برابري و خواهري است.
Posted by: رهگذر - روشنفكرتر on April 22, 2005 04:41 AM
من احساس ميكنم همينطور كه آقاي كيوان در طي ده مرحله اعترافات قابل توجهي در باب عقدههاي نداشته يا ماليخولياي نادر يا هر دوست ديگري كرده، و همانطور كه همه ما در همه كامنتها مدام در حال اعتراف كردن هستيم، بايد فراموش نكنيم كه زيبايي اصلي شايد در دل همين اعترافات قايم شده باشه ... بابايي اونجايي ؟!! داللي بيا كه پيدات كردم سك سك
Posted by: رهگذر - اعترافات كور on April 22, 2005 04:55 AM
به «رهگذر - غريبه - مشكوك»: من زودتر اين ايده رو زده بودم... با يه کم مخلّفاتِ اضافه البتّه!! :))
Posted by: ابوالفضل on April 23, 2005 01:50 PM
به «کيوان»: بابا دستمريزاد! از خودمونی!
Posted by: ابوالفضل on April 23, 2005 01:51 PM
به خانم ِ بهار: ببخشيد که وبلاگتون رو به شکل ِ چتروم در آورديم... امّا -خودم يکی رو که لااقل مطمئنم- اگه نمیگفتم نمیشد!
Posted by: ابوالفضل on April 23, 2005 01:52 PM
من وظیفه خودم میدونم از جناب کيوان (بابا دستمریزاد) تشکر کنم که از خودمونن و از بقيه نيستن - استعدادی بودی که دوباره کشف شدي.
آقا ابوالفضل ما مخمون زنگ زده كه اينجا رو كرديم چت روم ديگه وگرنه اول افاضات تو رو ميخونديم بعد قمپز در ميكرديم ... بهخشكياينشانس
Posted by: رهگذر - عاقبتانديش on April 25, 2005 02:18 AM
مرد فقط در روز 20 تا 45 دقیقه فمینیست میشه اون هم وقتی با یک خانم یا همسرش تو رختخوابه دیگه اصلا باور نکن که مردی فمینیست باشه مگه کارش یا ... گیر باشه و نیازمند زن که همچی فمینیست میشه که نگو وگرنه مگه عقلش کمه که از یک موجود کم فکر - تابع هوی و هوس - فاقد عدم تعادل فکری - هرلحظه به یک رنگ - هرروز از یک چیزی خوشش میاد-پرتوقع -دراعتقاد کم رنگ -کم جنبه -فلز پرست -شکاک - حسود- بخیل-عاشق رنگ و لعاب دروغی - عاشق دروغگوئی مرد که فقط بهش بگه دوستت دارم- -فاقد ثبات اخلاقی- طرفداری کنه
Posted by: MARD on July 19, 2005 11:43 AM
با توجه به اینکه مردفمینیست مرد مجازیه و حقیقی نیست میشه یک نگاه عاقلانه تر به فمینیست بودن مرد انداخت و اون هم نیاز به یک سفره خوب و یک حفره خوبه در این صورت که این رو زن بپذیره که برای شوهرش سفره خوب پهن کنه و حفره خوب داشته باشه مرد قول میده تا آخر عمرش فمینیست باشه
زن =سفره +حفره
با کلی معذرت از رک گویی
Posted by: مرد on July 19, 2005 12:07 PM
با توجه به اینکه مردفمینیست مرد مجازیه و حقیقی نیست میشه یک نگاه عاقلانه تر به فمینیست بودن مرد انداخت و اون هم نیاز به یک سفره خوب و یک حفره خوبه در این صورت که این رو زن بپذیره که برای شوهرش سفره خوب پهن کنه و حفره خوب داشته باشه مرد قول میده تا آخر عمرش فمینیست باشه
زن =سفره +حفره
با کلی معذرت از رک گویی
Posted by: مرد on July 19, 2005 12:08 PM
با توجه به اینکه مردفمینیست مرد مجازیه و حقیقی نیست میشه یک نگاه عاقلانه تر به فمینیست بودن مرد انداخت و اون هم نیاز به یک سفره خوب و یک حفره خوبه در این صورت که این رو زن بپذیره که برای شوهرش سفره خوب پهن کنه و حفره خوب داشته باشه مرد قول میده تا آخر عمرش فمینیست باشه
زن =سفره +حفره
با کلی معذرت از رک گویی
Posted by: مرد on July 19, 2005 12:08 PM
متاسفانه باید اقرار کنم که زن = دو حرف اول زندگی و مرد =سه حرف اول مردگی
پس باید پذیرفت که این موجود (زن) همیشه زنده است و مرد هحکوم به مرگ
Posted by: مرد on July 19, 2005 12:12 PM
ارسال نظر:
|