bahar@bahar-m.com
 


پيوندها

 

بایگانی

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by Movable Type 2.63

 

  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

« من و لاکی | Main | ... »

April 21, 2005 05:00 PM
در فراشد زمان

پیغام هایی از دو دوست عزیز دریافت می کنم، پیام هایی تکراری از روزهای قبل. گرفتار خطای ذهنی می شوم و در گذشته فرو می روم. سپس در یک فتوبلاگ، عکسی تکراری می بینم.دیدن عکس درست مرا به همان زمانی می برد که برای اولین بار دیدم اش. از گذشته ای به گذشته ای دیگر سفر می کنم. گذشته به شدت بر ذهن ام می تازد و در جنگی پر هیاهو اکنون ام به زوال می رود. احساس می کنم طوری در فضای زمان معلق مانده ام و هر چه دست و پا می زنم بیشتر در گذشته فرو می روم. گویی در دریایی هستی و هر چه تلاش می کنی به ساحل _ به حال _ نمی رسی. آنگاه صدای زنگ شتری که از کوچه رد می شود را می شنوم. انگار که ساحلی پیدا شده و کسی برای ات دست تکان می دهد تا به تو بفهماند:" تو هستی؛ تو در حال هستی." و من آشکارا برای بازگشت به اکنون ام هر آنچه در گذشته خلاصه شده بود را به این نوای هستی بخش، می سپارم.




نظرها:

میدونی وقتی میام اینجا سر میزنم، احساس می کنم دارنده ی این وبلاگ یه دختر تمیز و با سلیقه س. یه دختر مرتب... اینجا خیلی تمیزه:)


Posted by: ... on April 21, 2005 10:25 PM


ديروز تاريخ...امروز زندگي...فردا معما....


Posted by: شهاب on April 23, 2005 11:29 PM


اين دختر بی نظير نه فقط نظيف و بی آلايش است بلکه سرشار از احساسات لطيف و بی همتا است. صميميت بی شائبه و عاطفه بی دريغ!


Posted by: احمدنيا on April 24, 2005 09:30 AM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?