bahar@bahar-m.com
 


پيوندها

 

بایگانی

حقوق

Image: Intuitivmedia
Powered by Movable Type 2.63

 

  RSS 2.0 Feed RSS 1.0 Feed

 

« عجب جامعه ی فرهنگی ای | Main | موقع شام، نگام افتاد بهش. »

April 26, 2005 10:34 PM
اشکالی ندارد ، باز هم می گویم!

_ وای بابا! خیلی دوسِت دارم.


_ باز چی می خوای؟!




نظرها:

=)) وای بهار خيلی خنديدم. اين چند روزه مخصوصاْ عجيب حکايت من و پدر جون همين‌طوره :) ولی من که می‌دونم ته دلشون دوستم دارن حتی اگه تنها به بهانه‌ای طرفشون برم


Posted by: آزاده on April 27, 2005 09:12 PM


هيچی بابا. فقط زن می‌خوام :)


Posted by: reza on April 28, 2005 12:00 AM


ای بابا!


Posted by: بابا on April 28, 2005 12:50 AM


من هیچ وقت اینجوری نبودم! :->


Posted by: مانا on April 28, 2005 05:04 PM


ارسال نظر:

نام :


پست الکترونیکی


وب سایت :


نظر:



Remember info?