باز هم فراموش کرده ای
که نه من
آن سنگ تیپا خورده ی سر راه ام
و نه تو
آن کودک بازیگوش
عمرم را هرس کرده ای
و من سراسیمه
در پی نیمه ی گمشده ام
به حریم کاغذها پناه می برم
تا سال های خفگی ام را هستی بخشم
وتو باز هم
باز هم
می خواهی
جوهره ی عمرم را قلوه کن کنی
بهار عزیز اسم اگنس من رو به شخصیت اصلی کتاب جاودانگی اثر میلان کوندار میاندازه. آیا درسته؟
در ضمن وبلاگ جالبی داری و از مطالبی که در مورد پرسش بچه ها کرده بودی لذت بردم .امیدوارم که فکر خودت بوده باشه.
Posted by: شیرویه on May 24, 2005 09:41 AM
Posted by: reza on May 24, 2005 01:46 PM
يا نه عمرم را هرز کرده ای.جملهی آخرش را دوست نداشتم
Posted by: reza on May 24, 2005 01:50 PM
با پست قبلی بدجوری موافقم!
Posted by: مانا on May 25, 2005 02:23 AM
حریم کاغذها درمان سالهای خفگی میشوند؟ گاهی بايد فرياد زد آن هم درست کنار گوش اين عاقبت مندرس.
Posted by: آزاده on May 25, 2005 06:11 AM